دانلود سریال Sherlock | شرلوک هلمز + لینک مستقیم

Movie VoV


دانلود فیلم و سریال های روز جهان – ویکی پدیا هنر هفتم



سازنده


بازیگران


تریلر


موسیقی متن


کمپانی ها



10 (100%) 2 رای

 

 

 

 

 

 

 

 BBC One  |  Sherlock

سریال شرلوک هلمز عصر جدیدی را نشان داده و میشود گفت یک بازسازی از کتاب های شرلوک هلمز است ولی به نحوی تازه و وفادار به شرلوک هلمز قدیمی…

 In this modernized version of the Conan Doyle characters, using his detective plots, Sherlock Holmes lives in early 21st century London and acts more cocky towards Scotland Yard's detective inspector Lestrade because he's actually less confident. Doctor Watson is now a fairly young veteran of the Afghan war, less adoring and more active.

 
  2010 (-)   |   1h 28min   |   TV-14
IMDB Metacritic
9.2/10
85/100
ژانر: جنایی | درام | معمایی
سازنده: Mark Gatiss | Steven Moffat
ستارگان: Benedict Cumberbatch | Martin Freeman | Una Stubbs

پرامتیازترین برنامه تلویزیونی با رتبه 11

جوایز: نامزد 1 گلدن گلوب. برنده 76 جایزه و 116 نامزد دیگر. بیشتر
عکس ویدئو اخبار
نسبت تصویر ؟   |   16 : 9
کشور
آمریکا , انگلستان
زبان  انگلیسی
تاریخ انتشار   24 October 2010 (ایالات متحده آمریکا)
دیگر نام های شناخته شده  Шерлокبیشتر
مکان های فیلم برداری   St. Bartholomew’s Hospital, London, England, UK
سایت های رسمی  BBC - UK
زیرنویس: فصل اول | فصل دوم | فصل سوم | فصل چهارم
فصل چهارم

زبان اصلی «1080p | 1080p x265 | 720p | 720p x265 | 480p»

رفتن به صفحه دانلود


دوبله فارسی «1080p | 720p | 480p»

رفتن به صفحه دانلود

فصل سوم

زبان اصلی «720p | 480p»

رفتن به صفحه دانلود


دوبله فارسی «720p»

رفتن به صفحه دانلود

فصل دوم

زبان اصلی «720p | 480p»

رفتن به صفحه دانلود


دوبله فارسی «720p»

رفتن به صفحه دانلود

فصل اول

زبان اصلی «720p | 480p»

رفتن به صفحه دانلود


دوبله فارسی «720p»

رفتن به صفحه دانلود

منبع: par30dl.com (دوبله) harmonydl.info hastidownload.biz

نقد

شرلوک هولمز نام یک کاراگاه خصوصی و شخصیتی داستانی است که (بر اساس داستانها) تولدیورکشایر انگلستان و در اواخر قرن ۱۹ و آغاز قرن ۲۰ فعالیت می‌کرده است. شخصیت داستانی شرلوک هولمز نخستین بار در سال ۱۸۸۷م توسط نویسنده و پزشک اسکاتلندی سر آرتور کانن دویل ساخته و پرداخته شد و در کتاب‌ها مطرح شد.

معروف بودن هولمز به خاطر قدرت استثایی او در مشاهده جزئیات و حل منطقی مسائل بر اساس آن است، قدرتی که وی را بدون شک معروفترین کارآگاه تخیلی جهان و یکی از مشهورترین شخصیتهای داستانی ساخته‌است و علاوه بر همراه همیشگی او «دکتر واتسن» و مأموران اسکاتلندیارد خواننده را نیز به حیرت وا می‌دارد. نام کامل او ویلیام شرلوک اسکات هولمز است. شرلوک هولمز در داستان‌های اصلی هیچگاه خود را کاراگاه خصوصی نخوانده، بلکه به عنوان کارگاه مشاور خود را می‌خواند و در نوع خود تک است.

شرلوک هولمز، در روز ششم ژانویه ۱۸۵۴ در روستایی به نام مایکرافت (که اتفاقاً نام برادر بزرگ‌تر وی نیز هست) در ایالت یورکشایر به دنیا می‌آید. وقتی بزرگ می‌شود به دانشگاه آکسفورد می‌رود و اولین معمای جنایی خود را (به نام راز کشتی گلوریا اسکات) در ۲۰ سالگی حل می‌کند. وی پس از گذراندن تحصیلات دانشگاه و فارغ‌التحصیل شدن تصمیم می‌گیرد به عنوان یک کارآگاه خصوصی به کار بپردازد و خدمات خود را به مراجعینش ارائه دهد که همین مشغله اصلی و منبع تأمین معاش وی در بیست‌وسه سال بعد می‌گردد. شرلوک هولمز، در داستان «اتود در قرمز لاکی» با واتسن آشنا می‌شود و هر دو باهم، در خانه‌ای به شماره پلاک ۲۲۱ب واقع در خیابان «بیکر»، ساکن می‌شوند. بیشتر داستان‌های شرلوک هولمز، از زبان دکتر واتسن، بازگو می‌شوند و نویسنده از شیوه مقابله کردن هوش و ذکاوت تیز هولمز در برابر قوه هوش ضعیفتر واتسن، بهره جسته و به این طریق برتری فکری کارآگاه مشهور را بهتر نشان می‌دهد.

کارآگاه «لسترید (یا لستراد)» و «گرگسن» از اسکاتلندیارد، هرگاه راه اشتباهی را، در حل مسائل می‌روند به شرلوک هولمز مراجعه می‌کنند و معمولاً او مسیر درست را به آنان نشان می‌دهد.بزرگ‌ترین دشمن او پروفسور جیمز موریارتی شریر بود که به دست هولمز نابود شد.

 ابر قهرمان !

واژه ابرقهرمان بیشتر برای شخصیت های خیالی و کمیک استریپی مارول به کار می رود کاراکترهایی که بیشتر به خاطر قدرت خاصشان از بقیه متفاوت شده و همین قدرت آنها را در میان سایر افراد یگانه می کند در واقع اگر قدرت فراانسانی آنها را فاکتور بگیریم چیزی جز یک انسان معمولی باقی نخواهد ماند . به همین سبب این کاراکترها خیلی زود به دام کلیشه می افتند زیرا تفاوت آنها بعد از مدتی تکراری شده و بینندگان که انتظار بالایی از آنها دارند دلسرد می شوند . البته این حرف زمانی درست خواهد بود که سازندگان نسبت به دلسردی مخاطبان بی تفاوت باشند که همگان میدانیم اینطور نیست و دست اندرکاران این مجموعه خیلی زود رنگ و لعابی تازه به این کاراکترها می دهند و آنها را روانه سینما می کنند (کاری که هر صنعتی برای بقا و رشد باید انجام دهد , یعنی دائما در حال شناخت ذائقه مشتریان خود بوده و متناسب با آن تولیداتی ارائه می کند و در کنار این تولیدات جدید محصولات کلاسیک خود را که در واقع برند آنهاست متناسب با ذائقه جدید تغییر داده و ارائه می کند کاری که صنعت صد و چند ساله سینمای هالیوود به خوبی آن را پیاده می کند و تا امروز بزرگترین و بهترین در نوع خود می باشد چون به قول معروف ” روی پا خود ایستاده است و نان بازوی خودش را میخورد ” و متکی به هیچ دولت و کشوری نیست و اینجا فقط مخاطب و پول ناچیز بلیت او اهمیت دارد! )

کاراکتر شرلوک ( با بازی بندیکت کامبربچ ) ویژگی های دقیق یک کارگاه مورد علاقه بیننده را دارد یعنی شما تیپ و شخصیتی را خواهید دید که کلی انتظار در شما بوجود خواهد آورد و او نیز به این انتظارها در جای خود پاسخ مناسب می دهد ( بهترین شیوه برای درگیر کردن مخاطب در داستان بطوریکه مخاطب احساس کند کاراکتری که او تا الان شناخته خیلی بیشتر از این حرفها در چنته دارد و به نوعی دائما در حال بروز ویژگی های خاص خود و غافگیر کردن وی می باشد( .

در اینجا ما ابر قهرمانی مواجهیم که ویژگی فرا بشری ندارد بلکه فقط داشته های بشری را بسیار بیشتر از بقیه دارد و به بهترین نحو مدیریت می کند ، او با چشم تیزبین خود کوچک ترین جزئیات را میبیند و اطلاعات به دست امده را به بانک اطلاعاتی عظیم حافظه خود ( که مجموعه ای از اطلاعات وارده و تجزیه تحلیل آنهاست که بر اساس تجربه قبلی به دست آمده و ثبت و ضبط شده ) می فرستد و پس از آمدن پاسخ مغز او شروع به تجزیه و تحلیل این جزئیات می کند و هر بار که اطلاعات جدیدی می آید شرلوک بیشتر به شناخت و حل مسئله نزدیک می شود . به همین خاطر پرونده های معمولی و با پیچیدگی کم را به سرعت حل می کند و کمک زیادی به پلیس لندن و شخص سربازرس می کند. اما او به این چیزها قانع نیست و نهایت پیچیدگی ممکن را می خواهد . در اینجا به درستی شخصیتی به نام دکتر موریاتی وارد ماجرا شده و قرار است دائما موی دماغ شرلوک باشد. موریاتی نوع باهوشی از شرلوک اما بدمن این سریال است و ردپای او در بعضی پرونده ها وجود دارد.

 

شرلوک در عین جذاب بودن گاهی به خاطر سریع حرف زدن و بیان سریع آنچه در ذهنش می گذرد به انسان عجیب و مورد تنفری تبدیل می شود به طوری که خودش هم متوجه نمی شود که طرف مقابل را آزرده است البته سریال همینطور که به جلو می رود این عیب شرلوک نیز کمتر آزاردهنده می شود .

تمام این ویژگی ها را بندیکت کامبربچ با ظرافت و زیبایی هرچه بیشتر در نقش خود ایفا می کند دکتر واتسونبا بازی مارتین فریمن بسیار خوب در نقش در نقش مکمل شرلوک ظاهر شده است و او را بیش از یک همکار یاری می کند .

سریال در بخش های , کارگردانی , داستان و … کاملا قدرتمند می باشد تنها نقطه ضعفی که میتوان به آن گرفت کمی بی نظمی در برخی روایت هاست که با کات تند و تیز بیشتر باعث سردرگمی بیننده می شود طوری که بیننده از داستان عقب می ماند.اشکال دیگر در اغراق بیش از حد در برخی تحلیلهای شرلوک است که گاهی اغراق آمیز بودن آن نمایان می شود.مثلا در جایی شرلوک بر روی پاچه شلوار فردی چند خط می بیند و اینطور استنباط می کند که او دارای حیوان خانگی است و آن خطها جای پنجه آن حیوان است در حالی که می توان ده ها دلیل دیگر برای آن در نظر گرفت و یا در جایی نخی روی کت فرد می بیند و اینطور استنباط می کند که فرد در آن روز در خیاطی بوده و این نخ روی کتش جا مانده ! ممکن است باد نخ را روی کت وی انداخته باشد و یا دلایل دیگر ؛ نمونه های مثل این در سریال کم نیستند ؛ استنباط هایی که ممکن است دلیلشان چیز دیگری باشد اما شرلوک فقط با توجه به چیزی که خود دوست دارد آن را برداشت می کند اما این قبیل مسائل باعث ضعف بزرگی در سریال نمی شود و در لابه لای داستان پر جنب و جوش سریال گم می شوند .

کلام آخر

شرلوک سریال زیبا و پرجنب و جوشی است که هر لحظه آن می تواند برای بیننده هیجان انگیز باشد با بازی های خوب بازیگران و ریتم تند و مناسب سریال همراه با موسیقی و تدوین سریع. همه باعث می شوند بیننده رضایت کامل از آن داشته باشند، همانطور که هم اکنون محبوبترین سریال شبکه بی بی سی نیز می باشد

 

منتقد : احمد حمدی

منبع: moviemag.ir
شرلوک (به انگلیسی: Sherlock) یک مجموعه تلویزیونی بریتانیایی است که داستان آن به‌روز شده داستان‌های کارآگاهی شرلوک هولمز اثر آرتور کانن دویل است. این اثر توسط استیون مفات و مارک گاتیس ساخته شده‌است و در آن بندیکت کامبربچ در نقش شرلوک هولمز و مارتین فریمندر نقش دکتر جان واتسون ایفای نقش می‌کنند. بعد از منتشر شدن شرلوک هولمز در سال ۲۰۰۹، اولین سری از سه قسمت ۹۰ دقیقه‌ای در بی‌بی‌سی و بی‌بی‌سی اچ‌دی در ژوئیه و اوت ۲۰۱۰ پخش شد. مجموعهٔ دوم که دارای سه قسمت است نیز اوایل ۲۰۱۲ شد. مجموعهٔ سوم که دارای سه قسمت است نیز در ژوئیه ۲۰۱۴ پخش شد. این سری تلویزیونی توسط هارتسوود فیلمز برای بی‌بی‌سی با همکاری دبلیوجی‌بی‌اچ بوستون ساخته می‌شود. تصویربرداری این مجموعه در مکان‌های مختلف از جمله لندن و کاردیف صورت گرفته‌است.

پیش زمینه


آرتور کانن دویل، نویسنده و پزشک اسکاتلندی، پدید آورندهٔ داستان‌های شرلوک هلمز است. او کتاب‌های زیادی را به رشتهٔ تحریر درآورده است، اما مسلماً جاودان ترین کتاب او داستان‌های شرلوک هلمز است که اکنون بیش از خودش شهرت دارند. در ابتدا خوانندگان زیادی حاضر نبودند که برای خواندن چنین داستانی پول خرج کنند و کتاب بخرند، به همین دلیل او برای چاپ کتاب اتود در قرمز لاکی اش مجبور شد به مجلاتی روی آورد که داستان‌های مختلف و کم فروش را در کاغذهای ارزان قیمت چاپ می‌کردند. اما رفته رفته بر محبوبیت داستان‌های شرلوک هلمز افزوده و داستان‌های شرلوک تبدیل به کتاب شدند. شاید حتی خود آرتور کانن دویل هم تصور نمی‌کرد که رمان‌هایش دربارهٔ یک کارگاه عجیب و باهوش چنین جاودانه شوند. براساس داستان‌های شرلوک هلمز، سریال‌ها و فیلم‌های زیادی ساخته شده و بازیگران زیادی در قالب این کارآگاه باهوش قرار گرفته‌اند، اما شبیه ترین تصویری که از شرلوک هلمز داستان‌های سر آرتور ارئه شده مشخصا مربوط به سریال «شرلوک» با بازی بی نقص و عالی بندیکت کامبرباچ بوده است. او در این سریال بازی نمی‌کرده بلکه خود هلمز بوده است. بازی او در این مجموعه تکرار نشدنی است و هیچکس نمی‌تواند به خوبی او نقش شرلوک را بازی کند. البته نباید نقش ماتین فریمن در نقش دکتر جان هیمیش واتسون را نادیده گرفت از سری فیلم‌های این بازیگر معروف می‌توان به مجموعه فیلم‌های ارباب حلقه‌ها نام برد؛ و اما جیمز مویاتی که نقشش متفاوت و بی نظیر است.

آغاز ساخت سریال


استیون مافت و مارک گتیس، هردو از نویسندگان سریال دکتر هو بودند. این دو طی سفر به محل فیلم برداری این سریال دربارهٔ علاقهٔ خود به داستان‌های شرلوک هلمز صحبت کردند و تصمیم گرفتند که اقتباسی مدرن از داستان‌های شرلوک هلمز انجام دهند. اما مشکل ترین بخش، انتخاب بازیگر مناسب برای نقش شرلوک بود؛ کسی که بتواند ذهنیت بینندگان دربارهٔ شرلوک‌های گذشته را تغییر دهد. مافت بعد از دیدن بازی بندیکت کامبریج در فیلم «تاوان» یقین پیدا کرد که او هلمز مورد نظر است و کار فیلم برداری آغاز شد. ابتدا قرار بود که یک فیلم تلویزیونی ۶۰ دقیقه‌ای به نام شرلوک ساخته شود تا اگر استقبال از کار خوب بود یک سریال در ادامهٔ آن تولید شود، اما مسئولان شبکه بی‌بی‌سی وان نگران بودند که از این فیلم استقبال مناسبی به عمل نیاید به همین دلیل سفارش ۳ اپیزود با داستانی متفاوت را دادند. فصل اول شرلوک پخش شد که با استقبال بی نظیری رو به رو شد، منتقدان هم کار را بسیار پسندیدند و این سریال توانست جایزه بفتای بهترین سریال درام سال ۲۰۱۱ را از آن خود کند. قرار بود که یک فیلم تلویزیونی ۶۰ دقیقه‌ای به نام شرلوک ساخته شود تا اگر استقبال از کار خوب بود یک سریال در ادامهٔ آن تولید شود، اما مسئولان شبکه بی‌بی‌سی وان نگران بودند که از این فیلم استقبال مناسبی به عمل نیاید به همین دلیل سفارش ۳ اپیزود با داستانی متفاوت را دادند. فصل اول شرلوک پخش شد که با استقبال بی نظیری رو به رو شد، منتقدان هم کار را بسیار پسندیدند و این سریال توانست جایزه بفتای بهترین سریال درام سال ۲۰۱۱ را از آن خود کند.

اپیزود های سریال


شماره اپیزود نام اپیزود امتیاز در سایت IMDB
۲٫۳ آبشار رایشنباخ ۹٫۷
۲٫۱ رسوایی بلگراویا ۹٫۵
۳٫۳ آخرین عهدش ۹٫۴
۱٫۳ بازی بزرگ ۹٫۱
۳٫۱ نعش کش خالی ۹٫۱
۱٫۱ پرونده صورتی ۹٫۱
۳٫۲ نشانه سه ۹
۲٫۲ سگ های بسکرویل ۸٫۵
۴٫۰ قسمت ویژه ۸٫۲
۱٫۲ بانکدار کور ۸٫۱
Series اپیزودها پخش اصلی مقدار تقریبی تماشا در بریتانیا (رقم در میلیون)
اولین پخش آخرین پخش
۱ ۳ ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۰ ۸ اوت ۲۰۱۰ ۸٫۸۲
۲ ۳ ۱ ژانویه ۲۰۱۲ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۲ ۱۰٫۲۳
۳ ۳ ۱ ژانویه ۲۰۱۴ ۱۲ ژانویه ۲۰۱۴ ۱۱٫۸۲
اپیزود ویژه کریسمس ۱ ژانویه ۲۰۱۶ ۱۱٫۶

فصل اول (۲۰۱۰)


قسمت اول سریال (مطالعه صورتی) بر پایه نخستین رمان شرلوک هولمز به نام اتود در قرمز لاکی ساخته شده. نویسندگی این قسمت را استیون موفات و کارگردانی آن را پاول مک گیلان بر عهده داشته اند. داستان این قسمت آشنایی هولمز و واتسون و ورود آن ها به ساختمان خیابان بیکر را به تصویر می کشد. در ادامه پای آن ها به پرونده ای با چندین کشته باز می شود که در آغاز تصور می شد همه آن ها خودکشی هستند. مایکرافت هولمز با بازی مارک گیتیس نیز در این قسمت برای نخستین بار حضور پیدا می کند. این قسمت در تاریخ ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۰ از BBC ONE و BBC HD روی آنتن رفت. قسمت دوم (بانکدار کور) به نویسندگی استیون تامپسون و کارگردانی یوروس لین در تاریخ ۱ اوت ۲۰۱۰ پخش شد. در این قسمت، شرلوک به درخواست هم دانشگاهی قدیمی اش تحقیقات خود را درباره یک ورود شبانه اسرار آمیز به بانکی در شهر آغاز می کند. فصل نخست با اپیزود «بازی بزرگ» پایان می یابد. در این قسمت جیمز موریارتی (با بازی اندرو اسکات) برای اولین بار در سریال ظاهر می شود. موریاتی با معما های مختلف و پیچیده شرلوک را به چالش می کشد و در پایان این قسمت شاهد رو در رو شدن این دو هستیم. مارک گیتیس و مک گیلان به ترتیب کارگردانی و نویسندگی آن را انجام دادند و تاریخ پخشش نیز ۸ اوت بود.

فصل دوم (۲۰۱۲)


پس از استقبال خوب از قسمت مطالعه صورتی، بی‌بی‌سی اعلام که که اپیزود های بیشتری پیش رو است. در ۱۰ اوت ۲۰۱۰ خبر تمدید سریال برای فصل دوم منتشر شد و سال بعد، گیتیس اعلام کرد که نویسندگان فصل اول، برای فصل دوم نیز هر کدام یک قسمت را نویسندگی خواهند کرد و سه داستان معروف «یک رسوایی در بوهیما»، «سگ باسکرویل» و «مسئله نهایی» در فصل جدید به تصویر کشیده خواهد شد.[۷] «یک رسوایی در بوهیما» با نویسندگی موفات و کارگردانی مک گیلان در اول ژانویه ۲۰۱۲ پخش شد. داستان این قسمت به میزان اندکی بر پایه داستانی به همین نام بود و ماجرای آن تلاش شرلوک برای پس گرفتن تصاویر دردسر سازی یکی از اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا است که به دست زنی به نام آیرین آدلر افتاده. «سگ باسکرویل» داستان فعالیت های عجیب و مشکوک یک پایگاه نظامی است. این داستان یکی از داستان های مشهور آرتور کانن دویل است که در سال ۱۹۰۲ منتشر شده. هنری نایت (با بازی راسل تووی) مردی است که که بیست سال پیش پدرش توسط یک سگ تازی غول پیکر کشته شد. با کارگردانی مک گیلان این قسمت در ۸ ژانویه پخش شد.
بیمارستان بارتس، محل سقوط شرلوک
«سقوط رایخن باخ» قسمت پایانی فصل دوم بود که بر اساس داستان مسئله نهایی آرتور کانن دویل ساخته شد. در این قسمت موریاتی در تلاش است تا با بی اعتبار کردن شرلوک او را مجاب به خودکشی کند.

مینی-اپیزود کریسمس (۲۰۱۳)


خلاصه این قسمت آن است که با وجود گذشت دو سال از مرگ شرلوک، اندرسون (تکنسین پزشک قانونی که در دو فصل قبل حضور داشت) متقاعد نشده و معتقد است او زنده است. اندرسون سعی در قانع کردن لستراد دارد و با بررسی حوادث مرموز از تبت، دهلی نو و آلمان؛ فکر می کند شرلوک در آن ها نقش داشته و آهنگ فعالیت او به سمت لندن در جریان است.

فصل سوم (۲۰۱۴)


مارتین فریمن و بندیکت کامبربچ در فیلمبرداری فصل سوم
پس از پایان فصل دوم، گیتیس و موفات هر دو در توئیتر اعلام کردند که سفارش ساخت فصل سوم همزمان با فصل دوم به آن ها ارائه شده بود. «نعش کش خالی» نخستین قسمت فصل سوم است که در ۱ ژانویه ۲۰۱۴ به نویسندگی مارک گیتیس و کارگردانی جرمی لاورینگ روی آنتن رفت. ماجرای آن با الهام از داستان کوتاه «ماجرای نعش کش خالی» آرتور کانن دویل نوشته شد و در آن شرلوک هولمز به لندن باز می گردد و پس از تجدید دیدار با واتسون با یکدیگر به سراغ خنثی کردن یک برنامه تروریستی زیر زمینی در لندن می روند. در قسمت بعدی (نشانه ی سه) واتسون با مری (آماندا ابینگتون) ازدواج می کند و داستان در جریان مراسم ازدواج او رخ می دهد. شرلوک در این قسمت تلاش دارد تا از وقوع یک قتل در مراسم جلوگیری کند. قسمت آخر فصل سوم با نام «قول آخرش» با نویسندگی موفات و کارگردانی نیک هرمن ساخته شد. شرلوک در این ماجرا پس از درخواست یکی از مشتریانش در تقابل با فردی به نام «مگنسن» قرار می گیرید که سعی در باج گیری از همسر جان واتسون دارد.

اپیزود ویژه کریسمس


در دوم ژوئیه ۲۰۱۴ اعلام شد که بی‌بی‌سی قسمت ویژه ای را برای کریسمس ۲۰۱۶ در نظر دارد. این قسمت در تاریخ ۱ ژانویه در شبکه BBC پخش شد، فیلمبرداری این اپیزود از ژانویه ۲۰۱۵ آغاز شد و داستان آن در دوره ویکتوریا اتفاق می افتد.

فصل چهارم


این فصل در حال فیلمبرداریست و احتمالا در کریسمس ۲۰۱۷ به نمایش در خواهد آمد.طبق گفته سازندگان این فصل تمرکز ویژه ای بر روی شخصیت های مونث دارد.در پنل این سریال در کامیک کان سال ۲۰۱۶ اطلاعات جدیدی از این سری به همراه یک تیزر به نمایش درآمد.از جمله این اطلاعات می توان به این اشاره کرد که استیون موفات یکی از نویسنده های اصلی گفت:
اینکه شخصیت های سریال رو مانند قبل و بی تغییر نشان دهیم احمقانه است،اگر در فصل های آینده هم بخواهیم همان شخصیت نابغه و جدی را به نمایش در بیاوریم با عقل جور در نمیاید چون نابغه ها یاد می گیرند و شخصیت ها پرورش می یابند حتی در داستان های اصلی نیز شخصیت شرلوک هلمز از کتاب اول تا آخر تغیراتی کرده است.بنابراین شرلوک یا بقیه شخصیت هایی که در فصل چهار به نمایش در می آیند مانند فصل سوم تغییراتی می کنند
همچنین حضور توبی جونز به عنوان شخصیت منفی فصل، تایید شده.

تحلیل شخصیت‌ها


داستان قسمت اول با آشنایی شرلوک با جان واتسون آغاز می‌شود. اولین نکته‌ای که باید دانست این است که چگونه این دو شخصیت که کاملاً با هم متفاوت هستند جذب یکدیگر می‌شوند، بدین منظور ابتدا باید با شخصیت‌های این دو آشنا شد.
بندیکت کامبربچ (سمت چپ) و مارتین فریمن (سمت راست) در زمان فیلم برداری مجموعهٔ اول

شرلوک هولمز


او بسیار باهوش است و می‌تواند چیزهایی را ببیند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند، پس با مردم عادی فرق می‌کند. آدم‌ها هم اصلاً از کسی که از آنها برتر باشد و با آنها فرق کند خوششان نمی‌آید، به همین دلیل شرلوک دوستی ندارد. در برابر این رفتار مردم او هم پذیرفته که از بقیه سرتر است و مغرور شده است. او می‌خواهد نشان دهد که بقیه برایش مهم نیستند و ارزشی برای جان مردم قائل نیست. این موضوع را می‌توان از دیالوگی فهمید که شرلوک می‌گوید «کی به انسانیت اهمیت میده». اما باید دانست او نیز برای انسانیت و جان انسان‌ها ارزش قائل است ولی ترجیح می‌دهد که این روی خود را به کسی نشان ندهد. این کار او دو دلیل دارد: یکی اینکه او نمی‌تواند همیشه خوب باشد، چون وقتی آدم‌ها خوبی می‌بینند همیشه انتظار خوبی دارند و شرلوک نمی‌تواند همیشه خوب باشد و خوب و به جا رفتار کند. دلیل دوم که مهم است، موضوعی است که باید دربارهٔ شخصیت شرلوک دانست؛ او سرخورده است، چون هیچ‌گاه هیچکس او را درک نکرده و به او محبت نکرده است، هیچکس سعی نکرده که با او دوستانه رفتار کند. به همین دلیل او هم به خودش قبولانده است که هیچ قلبی ندارد. در خلال یکی از مکالمه‌هایش با موریارتی، موریارتی می‌گوید که من قلبت را خواهم سوزاند و شرلوک جواب می‌دهد «منابع موثقی گفتن که من قلبی ندارم». اما موریارتی که حتی شاید شرلوک را بهتر از جان هم می‌شناسد می‌گوید «هردومون میدونیم خوبشم داری». در طول سریال اگر با شخصیت شرلوک همراه شوید، حتماً دلتان برای او می‌سوزد چون می‌دانید او چه احساساتی دارد. عادی بودن برای او کسل کننده است و معمولی بودن برایش مثل جهنم است. پس ترجیح می‌دهد بیشتر بر کارش تمرکز کند، کاری که این امکان را برایش فراهم می‌کند تا بتواند خود واقعی اش باشد و از قدرت‌های استثنایی اش بهرهٔ مفید ببرد. او معتقد است که مردم موضوعاتی را به حافظه‌شان می‌سپارند که از هیچ گونه اهمیتی برخوردار نیستند؛ مثلاً شرلوک نمی‌داند زمین دور خورشید می‌چرخد و به گفته خودش مغزش برای او مثل یک هارد درایو است که می‌تواند موضوعات بی ربط را از آن حذف کند. ممکن است این فکر روزی به ذهن همه ما خطور کرده باشد، چون مسلماً بسیاری از اطلاعاتی که در طول تحصیل یا در مواقع دیگر بدست می‌آوریم هیچ‌گاه به درد ما نمی‌خورند؛ ولی شرلوک خیلی زود متوجه اشتباه خود می‌شود زیرا در حل یکی از پرونده‌هایش به موضوعاتی درباره منظومه شمسی برمی خورد. او خیلی بچه گانه رفتار می‌کند. ممکن نیست سریال را ببینید و به کارهای شرلوک نخندید.

جان واتسون


او دقیقا برعکس شرلوک است. جان نماینده مردم عادی است که ترجیح می‌دهند زندگی ساده‌ای داشته باشند. او از جنگ افغانستان برگشته است، مسلما جنگ بر روی تمامی کسانی که در آن شرکت دارند اثرات نامطلوبی دارد و این نکته به خوبی در سریال گنجانده شده است. پای جان مشکل دارد و او نمی‌تواند به خوبی راه برود اما همان طور که شرلوک اشاره می‌کند مشکل او جسمی نیست بلکه روحی است و شرلوک با زیرکی خاصی این مشکل را حل می‌کند. مشکل پای جان نیز ناشی از اثرات مخرب جنگ است. در اواخر قسمت اول نیز شرلوک خطاب به برادرش مایکرافت که در رده‌های بلند مرتبه دولتی است می‌گوید «سعی کن تا من می‌رسم خونه جنگی به پا نکنی» که این خود انتقادی واضح به دولت انگلستان به خاطر جنگ‌هایی است که به راه انداخته است. از سوی دیگر همان طور که برادر شرلوک به جان می‌گوید، هنگامی که او با شرلوک است می‌تواند دنیا را به شکل یک میدان جنگ ببیند. او با همه اثرات مخربی که جنگ بر روی او گذاشته باز هم جنگ را دوست دارد پس می‌توان گفت که او نیز چندان معمولی نیست. بودن با شرلوک به او کمک می‌کند که خود واقعی اش باشد، این دقیقاً همان حسی است که شرلوک نیز به جان دارد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که این دو تکمیل کنندهٔ هم هستند، هرچیز که شرلوک ندارد در جان پیدا می‌شود و چیزهایی که جان ندارد و از داشتن آنها لذت می‌برده در شرلوک پیدا می‌شود؛ پس عجیب نیست که این دو چقدر زود به هم وابسته شده‌اند.

جیمز موریارتی


اگر از گذشته با شخصیت شرلوک آشنایی داشته باشید مسلما با دشمن درجه یک او، جیم موریارتی، نیز آشنایی دارید. تمامی موریارتی‌هایی که در گذشته دیده‌اید را یک طرف و موریارتی این سریال را در سمت دیگر قرار دهید، چون او شبیه هیچ‌کدام نیست. نبرد خیر و شر که یکی از موضوعات اصلی در ادبیات و سینما بوده است همیشه هم به یک قطب مثبت قوی احتیاج داشته و هم به یک قطب منفی جذاب. قطب منفی مکمل قطب مثبت است زیرا اگر بدی نباشد هیچ‌گاه خوبی فرصت جلوه پیدا نمی‌کند؛ به بیان دیگر هرچه بدی بیشتر باشد و بد من داستان خطرناک تر باشد ارزش کارهای قهرمان داستان بیشتر می‌شود. خلق کردن یک شخصیت خوب اصلا کار سختی نیست و همواره می‌شود با تکیه بر کلیشه‌ها یک قطب مثبت خلق کرد، اما نکته مهم این است که بتوان یک بدمن فوق‌العاده ساخت زیرا این بدمن داستان است که به شخصیت خوب ارزش می‌بخشد، حتی اگر آن شخصیت مثبت کلیشه‌ای باشد (مانند رابطه بتمن با جوکر در شوالیه تاریکی). این سریال نیز از این قاعده مستثنا نیست. البته باید گفت قطب مثبت داستان، یعنی شرلوک، به هیچ وجه کلیشه‌ای نیست ولی این موریارتی است که از شرلوک این سریال برای ما یک شخصیت فراموش نشدنی می‌سازد و به شرلوک هویت می‌بخشد. موریارتی برای داستان از خود شرلوک مهمتر است زیرا بدون وجود او کارهای شرلوک در نظر بیننده معمولی جلوه می‌کرد و هیچ‌گاه شرلوک این چنین محبوب نمی‌شد.

مری مورستون


مری مورستون در داستان های سر آرتور کانن دویل شخصیتی قابل توجه و مهم ندارد و کمتر به آن اشاره ای شده است.اما در سریال شرلوک با هوشمندی نویسنگان در فصل سوم به زیبایی معرفی شد و در قسمت آخر همین فصل هم این شخصیت از حالت تک بعدی خارج شد و به یک شخصیت دوست داشتنی و بسیار مرموز تبدیل شد.گذشته تاریک این شخصیت موضوع اصلی و فصل سوم،قسمت سوم شد و با اطلاعات به دست آمده این موضوع در فصل چهارم سریال نیز به یکی از ابزار های داستانگویی تبدیل می شود.

خانم هادسون


خانم هادسون که صاحب خانه شرلوک هلمز و جان واتسون است در داستان های کانن دویل بسیار تک بعدی و نچسب است اما در سریال شرلوک به یک شخصیت ماندگار و عموماً بامزه تبدیل شد.بازیگر این نقش طی مصاحبه ای درباره نقشش این گونه گفت که:
خانم هادسونی که من در داستان های اصلی دیدم شخصیتی معمولا سخت گیر و بسیار بدخلق است اما طی برداشتی که خودم از این نقش داشتم به این نتیجه رسیدم که چیزی که این شخصیت را پرورش می دهد حسی مادرانه و دلسوزانه نسبت به شرلوک و جان است.
.البته این تنها بعد شخصیتی او نیست گاهی اوقات بسیار جدی می شود و در تیزری که از فصل چهارم سریال شرلوک پخش شد می توان فهمید که او با مایکرافت درگیر شده و او را از خانه بیرون می کند.او همسر یک دلال مواد مخدر بوده و به خاطر اینکه شرلوک باعث شده که شوهرش دارزده شود از او متشکر است.این شخصیت احتمالاً در فصل چهارم به نقطه عمیق تری نیز خواهد رسید به خصوص که فصل چهارم روی شخصیت های زن تمرکز ویژه دارد.

دیدگاه منتقدین و جوایز


واکنش‌ها در قبال این مجموعه عمدتا مثبت بوده‌است و اولین سری آن در سال ۲۰۱۱ توانست جایزه بفتابرای بهترین سریال درام را به‌دست‌آورد. شرلوک در امی ۲۰۱۴ موفق به کسب ۷ جایزه شد که از جمله آن می توان به جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد در مینی سری ها برای بندیکت کامبربچ و جایزه بهترین بازیگر مکمل مرد در مینی سری ها برای مارتین فریمن اشاره کرد. استیون موفات نیز برای قسمت پایانی فصل سوم جایزه بهترین نویسندگی را دریافت کرد.

Sherlock

SherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherloc

kSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockS
herlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSh
erlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockShe
rlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockShe
rlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlock
SherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSh
erlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherloc
kSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockShe
rlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlo
ckSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlockSherlock







دیدگاه کاربران :



وارد کردن دیدگاه