دانلود فیلم One Flew Over the Cuckoos Nest | دیوانه از قفس پرید

Movie VoV


دانلود فیلم و سریال های روز جهان – ویکی پدیا هنر هفتم



کارگردان


بازیگران


تریلر


موسیقی متن



One Flew Over the Cuckoos Nest

One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest

One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest
 2h 13min  19 November 1975 | آمریکا
IMDB :

metacritic :
8.7/10

79/100 7 منتقد

زير نويس :زيرنويس
ژانر : درام کيفيت : BRrip 1080p
کارگردان : Milos Forman نويسندگان : Lawrence HaubenBo Goldman
ستارگان : Jack Nicholson, Louise Fletcher, Michael Berryman


خلاصه داستان : مك مورفي براي رفع بيماري رواني احتمالي اش به آسايشگاهي رواني اعزام ميشود. اينجا محليست كه بيشتر ديوانه آفرين است تا درمانگر


پرامتیازترین فیلم با رتبه 16

جوایز: برنده 5 اسکار. برنده 30 جایزه و 13 نامزد دیگر. بیشتر

عکس عکس

توضیحات دوبله
دوبله فارسی فیلم دیوانه از قفس پرید
مدیر دوبلاژ: خسرو خسروشاهی
جک نیکولسون / رندل پاتریک مک مورفی / ناصر طهماسب
لوئیز فلچر / پرستار راچد / رفعت هاشم پور
ویلیام ردفیلد / هاردینگ / پرویز ربیعی
برد دوریف / بیلی بیبیت / خسرو خسروشاهی
دین آر. بروکس / دکتر اسپایوی / حسین معمارزاده
دنی دوویتو / مارتینی / ظفر گرایی
ناتان جورج / واشینگتن / محمد بهره مندی
مل لمبرت / رئیس لنگرگاه / جواد پزشکیان
سیدنی لاسیک / چارلی چزویک / پرویز نارنجیها
کریستوفر لوید / تیبر / ناصر نظامی
ویل سمپسون / رئیس برامدن / خسرو شمشیرگران
ماریا اسمال / کندی / مینو غزنوی
وینسنت اسکیاولی / فردریکسون / بهرام زند
یکی از دکترها (کراوات سیاه و قرمز) / سیامک اطلسی
کیفیت: BRrip 720p | فرمت: MKV | حجم: 720 MB

دوبله فارسی

کیفیت: BRrip 1080p | فرمت: MKV | حجم: 1.92 GB

دوبله فارسی


جزئیات

نسبت تصویر:  ?  |  1.85 : 1
بودجه:

بیشترین فروش هفته:

 $4,400,000 (برآوردی)

$112,000,000 (ایالات متحده آمریکا)

دیگر نام ها شناخته شده:   Divaneh Az Ghafas Parid
مکان های فیلمبرداری:  Depoe Bay, Oregon, USA

منبع:

my-film.org



نقد

مقدمه

دهه 1970 میلادی، دهه هنجار شکنی در سینمای هالیوود است. دیگر از مردان بلند قامت و قوی پیکری که جای خالی اسطوره های نداشته فرهنگ و تاریخ آمریکا را پر می کردند، خبری نیست. «گری کوپر»، «جان وین»، «گرگوری پک» که هر کدام از خوش قد وبالاو جذاب ترین مردان زمانه شان بودند، جای خود را به «آل پاچینو»، «رابرت دنیرو»، «داستین هافمن»، «جک نیکلسون» و… داده بودند که با معیار های ستاره های قدیم هیچ شباهتی نداشتند. در عوض معیار های دیگری در این هنر پیشگان مکتب جدید هالیوود وجود داشت که باب روز بود. تأثیرات فرهنگی انقلاب های جهان در دهه 1960 مثل کوبا، کنگو و… و هم چنین ظهور جنبش های آنارشیستی در آمریکا همانند «بیتل ها»،  شورش دانشجویان در مه 1968 در فرانسه و… همه وهمه باعث شده بود تا شخصیت های انقلابی، عاصی، هنجارشکن و…  باب روز شوند. با نگاهی به تاریخ سینمای دهه 1970 در می یابیم که طغیان خشونت«داستین هافمن» برای حفظ ارزشهای مردانه و حریم خانه در«سگ های پوشالی –سام پکین پا-1971»، گروگان گیری فردی با بازی «ال پاچینو» در «بعدازظهرسگی-سیدنی لومت-1973» که سرقت از بانک برای مهیا کردن عمل جراحی دوستش را به جریانی اجتماعی بدل می کند، انفجارحقارت وخشم«رابرت دنیرو» در فیلم «راننده تاکسی – اسکورسیزی-1977»همه در این راستا تعبیر میشود و هم چنین «نه گفتن» مک مورفی (جک نیکلسون) در«پرواز بر فراز آشیانه فاخته»

ساخت

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/divaneh/4-One-Flew-Over-the-Cuckoos-Nest.jpg

در سال 1962 رمان «پرواز بر آشیانه فاخته » نوشته «کن کیسی» منتشر شد. رمان پر سر و صدای «کیسی»  توجه «کرک داگلاس» – بازیگر، تهیه کننده- را به خود جلب کرد و در سال 1965 ، «کرک داگلاس» امتیاز ساختن فیلمی بر مبنای این رمان را از «کیسی» خرید ، علیرغم اجرای روی صحنه تئاتر، «داگلاس» امکان ساختن این فیلم را تا ده سال بعد پیدا نکرد.
در سال 1975 «کرک داگلاس » آنقدر جوان نبود که نقش «مک مورفی » را بازی کند(که نگارنده این موضوع را به فال نیک می گیرد!) و پس از مشورت سرانجام «میلوش فورمن»  اهل چک به عنوان کارگردان و«جک نیکلسون» به عنوان ایفا گر نقش «مک مورفی » انتخاب شد.
ساختار فیلم

فیلم در فضای گرگ و میش صبح شروع شده و در فضای گرگ و میش صبح تمام می شود . این قیاس شروع و پایان ما را به این سؤال میرساند : در فضای میان این دو طلوع چه چیزی تغییر کرده است؟ این سؤالی است که در ادامه برای آن جواب میابیم . در این فیلم تلفیق هنر و تجربه گرایی سینمای اروپا (میلوش فورمن اهل چک است) با نظم و داستان سرائی آمریکایی، به شاهکاری تبدیل شده است.  یکی از تأ ثیرات میلوش فورمن به فیلم نامه تلاش برای تبدیل ساختار روایی به ساختار روایی اپیزودیک است که از ویژگی های سینمای هنری اروپا در برابر سینمای کلاسیک آمریکا به شمار می آید . بنابراین میتوان مثلاً فیلم را به اپیزود های «ورود مک مور فی به آسایشگاه »،«جلسات روانکاوی»،«فرار و ماهیگیری» و … تقسیم کرد.

هم چنین از دیگر تمهیدات «فورمن» در ساختار روایی این است که فیلم مدام در میان صحنه های دراماتیک و غیر دراماتیک در جریان است.فورمن در صحنه های دراماتیک اغلب از تدوین سریع و کلوزآپ استفاده می کند و در صحنه های غیردراماتیک برای القای حالت سکون اغلب از برداشت های بدون کات به همراه کلوزآپ .

«فورمن» از تصویر برداری با دوربین روی پایه و تراولینگ در تمام مدت فیلم-حتی در صحنه های پر تنش درگیری ها و فرار – استفاده کرده است . این نوع فیلم برداری امکان تأکید بر میزانسن و دکوپاژ را به کار گردان داده است . «فورمن»  با حوصله در هر نما عناصر مورد نیاز را کنار هم چیده است به شکلی که اگر از هر نمای فیلم، عکسی بگیریم متوجه خواهیم شد که حتی زاویه قرار گرفتن هنر پیشه ها نسبت به هم و نسبت به کادر ارز یابی شده است.
در طول فیلم «مک مورفی» ده ها دیالوگ با هم قطارانش بر قرار می کند اما رابطه ی او با رئیس که در انتهای فیلم نقش کلیدی دارد به صورت تصویر هایی مجزا و دو نفره تصویر می شود. در لحظه ورود «مک مورفی» به آسایشگاه او به یکباره ادای رقص «سرخپوستی» را در می آورد.

و یا در صحنه ای که «مک مورفی » ادعا می کند بالاخره «آب سرد کن» را از جا در آورده و به شیشه می کوبد و فرار می کند، تصویر از مدیوم شات (نمای متوسط) به کلوز آپ (نمای نزدیک) صورت رئیس کات می شود. هم چنین در ساختار روایی فیلم از تضادها(واریاسون) و عناصر تکرار شونده(موتیف) برای خلق فضا استفاده شده است. نکته قابل توجه اینکه در طول فیلم و البته با تماشای دوباره پی می بریم که تلاش های مک مورفی با حضور رئیس و در واقع اراده او کامل می شود.آشکارترین صحنه سکانس مربوط به بسکتبال است که مک مورفی تمام تلاش را برای پیروزی بر زندانبانان انجام می دهد اما در نهایت این دستهای رئیس است که توپ را به حلقه می اندازد و یا صحنه فرار مک مورفی بر شانه های رئیس.

هم چنین تکرار عناصری مثل جلسه روانکاوی ، هوا خوری، قرص روزانه و… حکایت از نظم و انظباط عقیم کننده آسایشگاه دارد.

و دیگر اینکه وقتی «مک مورفی» و دیوانه ها ( که به صورت کنایی آنها را دکتر صدا می زند) برای ماهیگیری می روند ، در پایان سفر تصویر آنها را می بینیم که ماهی غول پیکری را به دست گرفته اند که این تصویر در قیاس با شروع فیلم که پزشک معالج عکس خود را در حالی که ماهی بزرگی بدست گرفته است به رخ «مک مورفی» می کشد، آشکارا دارای بار کنایی زیبایی است. مساله مهم دیگر اینکه رئیس سرخپوست است که تا پیش از این در طول حاکمیت ژانر وسترن همواره به عنوان قبایل وحشی و بدوی نشان داده می شدند.
مضمون فیلم

«میشل فوکو» در کتاب والای ( تاریخ جنون) تیمارستان را به همراه نهاد های دیگری مثل زندان و … از جمله نهاد هایی می داند که قدرت از طریق آنها به فرد عاصی انتقال یافته و او را هم – از طریق روشهایی حساب شده – به شکلی که خود می خواهد می سازد.

«فوکو» با مترادف نهادن انضباط و قدرت به بررسی نقشی می پردازد که فرد از بدو تولد توسط پدر(به عنوان نماد نظم) ،مدرسه، دارالتأدیب و… با آنها روبروست تا کاملاً بپذیرد آنچه را که بر او می رود و بینوا بندگکی سر به راه باشد. فوکو رابطه پزشک / بیمار را رابطه ای می داند که در آن قدرت تحت لوای قانون و اختیاراتی که تمدن به آن داده است به اعمال اراده می پردازد.

آسایشگاه در فیلم به شکل مرموزی تجسم اعمال قدرت برای سر به راه کردن است، که پرستار «رچد» به عنوان مظهر آن شناخته می شود. پرستار «رچد»که از تمامی ابزارهای مجازی که اجتماع متمدن در اختیار او گذاشته است برای سرکوب شور و شعور به اصطلاح روانی ها استفاده می کند.

محیط آسایشگاه طبق برنامه کاملاً زمان بندی شده اداره می شود. انضباطی که نتیجه برنامه های«رچد» است تا هر گونه شور و شوق زندگی سرمستانه را در بیماران بخشکاند. جایی یکی از بیماران (چزویک) می گوید که شاید تماشای یک مسابقه بیسبال درمان درد باشد به جای داروهای روزانه .اما دلیل جمع کردن افراد در آسایشگاه چیست؟ «مک مورفی» در بدو ورودش، در دیالوگی به پزشک می گوید که صاحب کارش مزدش را نداده و او هم در عوض او را کتک زده است.

«اگر این جرم و دیوونگی باشه که نصف مردم دنیا دیوونه اند!»

قدرت او را وقتی سالم می پندارد که در برابر تضییع حق خود ، سر به زیر اندازد و پی کار خود رود .

«صنعت فرهنگ سازی» در جهت هم شکل کردن و تحمیق افراد، برنامه های مرتب و هماهنگی را ترتیب داده است. از ورق بازی کردن های ممتد تا هوا خوری و در کنار این تفریحات در محیطی که نباید از آن خارج شد، صد البته برنامه ساعتی مصرف دارو.

تعجب مک مورفی برای دانستن دلیل مصرف این داروها در حالی که سالم است و متعاقب آن فریب پرستار، اولین نشانه های عصیان اوست.

«مک مورفی» آب سردی را از آبسرد کن به سر و صورت جماعت خواب زده می پاشد تا آن ها را نسبت به وهنی که بر آن ها می رود بیدار کند و اوست که همین جماعت را به دنیای واقعی بیرون برده و با شهر و طبیعت و زن و زندگی آشنا می کند.

وقتی پرستار رچد از پخش مسابقه « بیسبال » از تلویزیون مخالفت می کند به هیجان برای تصویر خیالی مسابقه می پردازد و …

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/divaneh/5-One-Flew-Over-the-Cuckoos-Nest.jpg

همان گونه که ذکر شد در برابر میل به زندگی و شور که بنابر تقسیم بندی  « فردریش نیچه » دیدگاه « دیونیزوسی » در یونان باستان است، نظم و انضباط و عقلانیت سلطه جوی پرستار « رچد » قرار دارد.

« قدرت بی رحم سرکوبگر در قامت دیو شاخداری که از دماغ و دهنش دود بر می آید و سه شاخه دستش است، تصویر نشده است. پرستار ظریفی است که ظاهراً به حقوق بیمارها احترام می گذارد و می خواهد آن ها را به اجتماع برگرداند» و از این جاست که به قول « والتر بنیامین » مسیر تاریخ بشری نه حرکت از بربریت به تمدن بلکه از تیر و کمان به بمب های مگا ترونی است.

این تجسم یخ زده و بی رحم قانون که دیگر از هرگونه احساس انسانی تهی شده است در سکانسی که با تهدیدی مادرانه باعث خودکشی « بیلی » می شود، به خوبی پیداست. تمثال ترس از مادر که عاقبت بیلی را به خودکشی می کشاند نیز طرفداران روانکاوی لاکان را ارضا می کند. لاکان از نظم جامعه همواره به عنوان « دیگری بزرگ» یاد می کند که میل همواره میل « دیگری بزرگ» است.

تهی شدن پرستار نادرست کار را مقایسه کنید در صحنه ای که پرستار جوان و پرستار راچه جسد خونین بیلی را می بینند.چهره گرایان و ترسیده پرستار جوان در برابر چهره سرد و سنگی « راچه ».

« راچه » با ایراد تذکری قانونی از دیوانگان خواستار متفرق شدن و مهم تر « رعایت برنامه روزانه » شوند و این جاست که « مک مورفی » به « راچه » حمله ور می شود و موفق می شود کلاه ( نماد قدرت ) « راچه » را به خاک اندازد.

از این جا به بعد « مک مورفی » دیگر نه به عنوان یک فرد که به عنوان « نماد آزادی و تلاش برای رهائی » برای دیگران مطرح می شود.

« رئیس » که به خوبی این مسئله را می داند برای اینکه « مک مورفی » شکسته نشود، تصمیم به آسوده کردن او از رنج و عقیم شدگی می گیرد، چرا که « رئیس » شکستن و خرد شدن را دردناک تر از مرگ می داند.

با از جا کندن آبسردکن و خرد کردن شیشه، نماد آزادی در میان باقی افراد زنده می ماند و آن ها با شور و اشتیاق فریاد « دیوانه از قفس پرید !» را سر می دهند، هر چند بدن « مک مورفی » عاجز و بی جان در طبقه بالا روی تخت افتاده باشد.*

……………………………………………………….

دکتر: شنیدی میگن اگه آب یه جا بمونه میگنده؟! این جمله چه مفهومی واست داره؟
مک مورفی: همونقدر که تف سربالا واسم معنی داره! شایدم منظورت اینه که رو سنگ غلتان خزه سبز نمیگردد! آره عوضی؟!
بدون هیچ مقدمه ای فرض میکنم که خواننده فیلم “one flew over the cuckoo’s nest” را دیده است:

جک نیکلسون با بازی خیره کننده اش در نقش مک مورفی (یک زندانی که برای تست سلامت روانی به تیمارستان فرستاده میشود) به واقع ناخودآگاه همه ما مردمان “اینجا و اکنون” را برای یک قضاوت تاریخی فرا میخواند.

دیوانه کیست؟ دیوانگی چیست؟ سلامت روانی را چه کسی تعیین میکند و مرز بین دیوانگی و سلامت کجاست؟ و مهمتر از همه ریشه ناملایمات روانی انسانها که منجر به طرد شدن آنها از جامعه میشود چیست؟

در این نوشتار قصد دارم با دیدگاهی انتقادی، فحوای فیلم را بر روی متن فلسفه میشل فوکو بسابم که شاید مک مورفی با لحن مسحور کننده اش بگوید: آره اینجوری بهتره!

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/divaneh/7-One-Flew-Over-the-Cuckoos-Nest.jpg

تیمارستانی با قوانین خشک پذیرای یک سری دیوانه است که به زعم خود دیوانه ها، با میل خود به آنجا آمده اند و هر موقع قصد رفتن بکنند، آزادند. اما مک مورفی را از زندان به آنجا آورده اند تا سلامت روانی او که خودش را به تنبلی زده و دست به هیچ کاری نمیزند، را تست کنند. مک مورفی از همان بدو ورود به بیمارستان مخل نظم و آرامش مدنظر پرستار راچت (مدیر تیمارستان با اخلاقی به شدت آزار دهنده بطوری که باید در سلامت روانی خود او شک کرد) میشود.

مک مورفی در هیات یک باسمه ای یا یک عوضی خودبنیاد، بنیاد مفتضح نظم و نظارت و اعمال قدرت سلطه موجود که بصورت عینی در زندان/تیمارستان تبلور می یابد را به چالش میکشد. شاید آنجا که مک مورفی خطاب به رئیس تیمارستان میگوید”من نابغه قرن ام!” می توان نتیجه گرفت که او به واقع یک سوژه ی (subject) فوکویی است.

مک مورفی در مقام اخلال گری جذاب که چون شوربختی سودایی، رهایی بیمارگونه اش را بر سر نظم موجود آوار میکند.

طبق روایت فیلم از زبان مک مورفی داستان به زندان افتادن وی اینگونه است: ” یه مشت عوضی در حال ایجاد مزاحمت برای یه دختره بودن که رفتم و حساب همشون رو رسیدم اما بعدش اون اراذل و اوباش جمع شدن و تو دادگاه علیه من شهادت دادن چون خدمت همشون رسیده بودم” در واقع جرم او تجاوز به همان دختره عنوان میشود.

زندان/تیمارستان به واقع گوشه ی کوچکی از تقسیم بندی های مدرن از یک جامعه است. جدا کردن دسته ای از آدم ها از جامعه با این عنوان که “شما مشکل روانی دارید” و حتی فجیع تر اینکه دسته بندی کردن خود روانی ها با عناوین بیماران مجاز و بیماران غیر مجاز (در سکانسی که قرار است بیماران مجاز برای گردش توسط اتوبوس به بیرون از محوطه تیمارستان برده شوند) عینیت یک نوع خرد ابزاری صرف در مواجهه با جامعه است. نفس تقسیم بندی روانی انسان ها را شاید بتوان گونه ای دیگر از تقسیم بندی های طبقاتی-سیاسی-اقتصادی-اجتماعی خواند طوریکه با حذف گروهی از انسان ها از بازی موجود در واقع آنها را در نظم از پیش معین خود ادغام میکند. (حذف ادغامی)

اما این نوع نگرش و خوانش از جامه پیشاپیش ابتذال خود را در متن خود فریاد میزند چه آنکه دست زدن به یک نوع اعمال قدرت بر انسان ها یا بهتر بگویم مراقبت و تنبیه آنها میتواند دایره خود را گسترده تر کرده و نوع انسان را در بر بگیرد. همچنانکه نمونه های این نوع نگرش در بعدی وسیع تر در تفکر فاشیسم، نازیسم و حتی ناسیونالیسم به وضوح پیداست: آنجا که مک مورفی به رئیس بیمارستان میگوید:  “اگه اینجوری باشه که همه ی آدما دیوونن!”.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/divaneh/8-One-Flew-Over-the-Cuckoos-Nest.jpg

نقش بنیادی شخصیت سرخپوست معروف به “رئیس” نیز در فیلم قابل توجه است. رئیس در مواجهه با نظامی که پدرش را تحت تفکر نژادپرستی (سفیدها) از پا درآورده، تسلیم را انتخاب میکند ولی تسلیم او حامل مازادی است که از مصرف شدن او جلوگیری میکند. او با تمارض به کر و لال بودن در واقع بنیادی ترین ابزار انسان “تکلم (زبان) و شنیدن (گوش فرا دادن) (که خود نه تنها ابزاری برای مبارزه اند بلکه میتوانند بعنوان ابزاری برای استحمار و تحت سلطه قرار گرفتن نیز استفاده شوند) را از کار می اندازد تا در جریان تولید و مصرف کثافت شرکت نکند در واقع او مصرف نمیشود. همچنانکه دیگر دیوانه های فیلم هر روز در جلسات حال به هم زن پرستار راچت شرکت کرده و نه تنها به خزعبلات او گوش میسپارند بلکه در تایید کلام او چرت و پرت هایی هم نثار همدیگر میکنند. از اینجاست که میتوان نتیجه گرفت که رئیس روی دیگر سکه ای است که مک مورفی روی دیگر آن است.

یک نکته بحث برانگیز دیگر اقدام مک مورفی در فراری دادن “دیوانه ها” و بردن آنها برای ماهیگیری است بویژه آنجا که جمله وسوسه انگیز و افسون گر مک مورفی خطاب به دیوانه ها “آقایون دیوونه ها شما دیگه یک دیوونه نیستید شما الان یه ماهیگیرید” ما را با مقوله ای تحت عنوان “هویت نمادین” مواجه میسازد هویتی که نه مستقلا توسط خود شخص بلکه توسط دیگری بزرگ (اجتماع) برساخته میشود و دقیقا به همین علت است که آنها در تیمارستان یک مشت دیوانه ی روانی خطاب شده ولی بر روی عرشه کشتی یک ماهیگیر.

و اما سکانس آخر فیلم که به غایت دردناک تر است ایده فوکویی شکست در برابر نظام “مراقبت، تنبیه: تولد زندان” را به زیبایی نشان میدهد چرا که مک مورفی نه به عنوان “قهرمان” بلکه به عنوان “نابغه قرن” در مبارزه علیه نظام مذکور سرنوشتی جز مرگ عایدش نمیشود. ولی مرگی که نه یک مرگ پوچ و تهی بلکه مرگی که با زیبایی تمام و به دست رئیس، یاور مک مورفی، فضاحت زندان/تیمارستان را به عنوان گوشه ای از تقسیم بندی های سیاسی-اجتماعی مدرن عیان میسازد و مقدمات رهایی رئیس را دست و پا میکند. اما رهایی اصیل و پیروزی تمام عیار نصیب مک مورفی است نه رئیس چه آنکه او بود که رهایی بیمارگونه اش را بر سر نظم موجود آوار کرد.
دیوانه از قفس پرید، مک مورفی فرار کرد. آره عوضی ها!

برای خواندن ادامه مطلب به این صفحه بروید.



 

ویکی پدیا

پرواز برفراز آشیانه فاخته(به انگلیسی: One Flew Over the Cuckoos Nest) که در ایران به نام دیوانه از قفس پرید معروف است، فیلمی آمریکایی به کارگردانی میلوش فورمن و بازی جک نیکلسوناست که درسال ۱۹۷۵ میلادی بر اساس رمانی به همین نامنوشته کن کیسی ساخته شده‌است.

این فیلم در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر بانک اینترنتی اطلاعات فیلم‌ها، جزو ۲۰ فیلم برتر قرار دارد.

داستان


در سال ۱۹۶۳، رندل پاتریک مک مورفی (جک نیکلسون) را به جرم داشتن رابطه جنسی با دختری پانزده ساله (که در ایالات متحده جرم سنگینی محسوب می‌شود)دستگیر می‌کنند. از آنجایی که احتمال می رود وی برای برای اجتناب از اعمال شاقه(کار سخت در دوران محکومیت)است که تمارض به داشتن بیماری روانی می‌کند، وی به حکم دادگاه برای بررسی وضعیت روانی‌اش به تیمارستان ایالتی فرستاده می‌شود.

اما مک مورفی در تیمارستان، با مقررات سخت تیمارستان که توسط زن سرپرستاری (پرستار راچد با بازی لوئیز فلچر) اعمال می‌شود مخالفت می‌کند و حتی یکبار به همراه سایر بیماران اقدام به فرار می کنند اما دوباره به بیمارستان روانی برگردانده می شوند.این مخالفت‌ها باعث دشمنی سرپرستار با وی می‌گردد و پس از جدالی بین مک مورفی و برخی از دوستانش با سرپرستار،جدال کنندگان را به بخشی می‌فرستند که به آنها شوک الکتریکی وارد می‌شود. بعد از وارد کردن شوک الکتریکی به سر او وی در تصمیمش برای فرار مجدد مصمم تر می شود. در سکانسهای پایانی داستان طی اتفاقاتی، یکی از بیماران خودکشی کرده و به خاطر نقش سرپرستار در خودکشی وی، مک مورفی به قصد خفه کردن و کشتن سر پرستار به وی حمله می کند اما با دخالت یکی از کارمندان مرد تیمارستان، سرپرستار در ثانیه های پایانی از مرگ نجات پیدا می کند. در نتیجه ی این اقدام غیر قابل گذشت وی را با لوبوتومی (برداشتن تکه‌ای از مغز) به موجودی تبدیل می‌کنند که دیگر خودش نیست و زندگی نباتی پیدا کرده‌است. در پایان مشخص می شود فرد وعده داده شده ی داستان (دیوانه ای که از تیمارستان روانی فرار می کند) مک مورفی نبوده بلکه…

نام فیلم


ترجمه کلمه به کلمه نام فیلم به فارسی یکی از روی آشیانه فاخته پرید است که با توجه به این که “Cuckoo’s Nest” یا “آشیانه فاخته” در زبان انگلیسی کنایه‌ای است به معنای بیمارستان روانی، نام آن دیوانه از قفس پرید ترجمه شده‌است. هرچند که رمان آن اولین بار با نام پرواز بر فراز آشیانه فاخته ترجمه شده‌است و تا به امروز نیز کتاب با نام دوم، و فیلم با نام اول مشهور هستند.

همچنین این نام بخشی از یک از شعر کودکانه است:

Wire, briar, limber-lock
Three geese in a flock
One flew east, one flew west
And one flew over the cuckoo’s nest.

در کتاب، شخصیت سرخ‌پوست، این ترانه را از کودکی خود به یاد می‌آورده است. با وجودی که این بخش در فیلم‌نامه نیامده، هنوز عنوان فیلم وجه تسمیه خود را حفظ کرده است: دو نفر به دلایل مختلف مردند، و دیگری آزاد شد

 

بازیگران


  • جک نیکلسون در نقش رندل مک مورفی
  • لوئیز فلچر در نقشپرستار راچد
  • ویل سمسون در نقش چیف بورمدن
  • براد دوریف در نقش بیلی بیبیت
  • سیدنی لاسیک در نقش چارلی چسویک
  • کریستوفر لوید در نقش مکث تبر
  • دنی دویتو در نقش مارتینی
  • ویلیام ردفیلد در نقش دالی هاردینگ
  • دین بروکس در نقش دکتر جان اسپیوی
  • ویلیام دووال در نقش جیم سفلت
  • وینسنت شیاولی در نقش بروس فریدکسون
  • دلوس وی. اسمیت در نقش اسکانلن
  • مایکل بریمن در نقش الیس
  • ناتان جرج در نقش آتاندنت واشنگتن
  • لن فندرز در نقش پرستار ایتسو
  • میمی یرکیسیان در نقش پرستار پیلبو
  • میوز اسمال در نقش کندی
  • اسکاتمن کوروترس در نقش اردرلی ترکل
  • لوئیزا مورتز در نقش رز
  • کریستوفر کامپاگنا در نقش راکلی
  • پیتر بروکو در نقش کول مترسون
  • آلونزو براون در نقش میلر
  • امواکو کومباکو در نقش وارن
  • جوزیپ الیک در نقش بانکینی
  • کن کندی در نقش بنز گارفیلد
  • مل لامبرت در نقش رئیس مرکز
  • کای لی در نقش سوپر وایزر شب
  • دوایت مارفیلد در نقش السوورس
  • فیلیپ راس در نقش وولسی
  • تین ولچ در نقش راکلی

جوایز و افتخارات


اسکار سال ۱۹۷۵

فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته موفق به دریافت اسکار در تمام ۵ رده اصلی جوایز (مشهور به بیگ فایو Big Five) در چهل و هشتمین مراسم اسکار (۱۹۷۵) شد:

……….جایزه اسکار بهترین فیلم در سال ۱۹۷۵

……….جایزه اسکار بهترین کارگردان برای میلوش فورمن

……….جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای جک نیکلسون

……….جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در در سال ۱۹۷۵ برای لوئیز فلچر در نقش پرستار رچد

……….جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی (لورنس هاوبن، بو گَلدمن)

در رده‌های زیر نیز این فیلم موفق به نامزدی اسکار شد:

……….نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد (برد دوریف)

……….نامزدی جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری (هسکل وکسلر و بیل باتلر)

……….نامزدی جایزه اسکار بهترین تدوین (ریچارد چو، لیزی کلینگمان و شلدون کان)

……….نامزدی جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم (جک نیچه)

و در دیگر جشنواره‌های مهم موفق به دست آوردن دو عنوان ذیل شد:

……….جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم درام در سال ۱۹۷۶

……….جایزه بهترین فیلم جشنواره بفتا در سال ۱۹۷۶

One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest One Flew Over the Cuckoos Nest 







دیدگاه کاربران :



وارد کردن دیدگاه