دانلود فیلم pulp fiction | داستان عامه پسند - movie.vovland.com

Movie VoV


دانلود فیلم و سریال های روز جهان – ویکی پدیا هنر هفتم



کارگردان


بازیگران



موسیقی متن



pulp fiction

pulp fiction

Pulp Fiction Pulp Fiction
 2h 34min 14 October 1994 | آمریکا
IMDB :

metacritic :
 8.9/10

94/100 24 منتقد

زير نويس :

زيرنويس

ژانر : جنایی | هیجان انگیز کيفيت : BRrip 1080p
کارگردان : Quentin Tarantino نويسندگان : Quentin Tarantino, Roger Avary
ستارگان : John Travolta, Uma Thurman, Samuel L. Jackson


خلاصه داستان : جان تراولتا در نقش قاتلی نیمه حرفه ای که از طرف رئیس اش اجیر شده است که مردی را بکشد .شغل  تراولتا بر عهده گرفتن یک سری وظایفی است که البته نمی تواند به درستی از پس آنها برآید.  نه تنها  او گاهی به طور تصادفی آدم می کشد. بلکه حتی  نمی داند که چطور بعد از گندی که بالا آورده، ماشین را از اثرات خون پاک کند . در سویی دیگر بروس ویلس در نقش بوکسوری ظاهر می شود، که به خاطر شرط بندی برخی (رئیس تراولتا) قرار بوده مسابقه ای را ببازد اما اینطور نمی شود. رئیس تراولتا دستور قتل بوکسور را می دهد و …


پرامتیازترین فیلم با رتبه 7

جوایز: برنده 1 اسکار. برنده 60 جایزه و 65 نامزد دیگر. بیشتر

عکس عکس

توضیحات دوبله
دوبله فیلم داستان عامه پسند
مدیر دوبلاژ : امیر هوشنگ زند
جان تراولتا / وینست وگا / منوچهر والی زاده
ساموئل ال جکسون / جولز/ حسین عرفانی
بروس ویلیس / بوچ کولیچ / چنگیز جلیلوند
اوما تورمن / میا والاس / نگین کیانفر
وینگ رامس / مارسلوس والاس / بهمن هاشمی
کوانتین تارانتینو /جیمی / امیر زند
کریستوفر واکن / افسر نیروی هوایی / سعید مظفری
تیم راث / پامپکین / کسری کیانی
آماندا پلامر/هانی بانی/ سهیلا گلستانی
ماریا دومدایروس / فابیان / افسانه پوستی
پیتر گرین / زد / منوچهر زنده دل
فرانک وایلی / برت / سعید شیخ زاده
اریک استولنس / لنس / وحید منوچهری
روزانا آرکت / جودی / فریبا رمضان پور
هاروی کیتل / وینستن گرگه / تورج مهرزادیان
کیفیت: BRrip 720p | فرمت: MKV | حجم: 1.10 GB

دوبله فارسی

کیفیت: BRrip 1080p | فرمت: MKV | حجم: 2.10 GB

دوبله فارسی

کیفیت: BRrip 720p | فرمت: MKV | حجم: 1 GB | انکود: Ganool

زبان اصلی

کیفیت: BRrip 1080p | فرمت: MKV | حجم: 2 GB | انکود: Ganool

زبان اصلی


جزئیات

نسبت تصویر:

ربان ها:

 ?  |  2.35 : 1

انگلیسی, اسپانیایی, فرانسوی

بودجه:

بیشترین فروش هفته:

 $8,000,000 (برآوردی)

$107,930,000 (ایالات متحده آمریکا)

فروش آخرین هفته:  £4,243,233 (انگلستان)
دیگر نام ها شناخته شده:  Black Mask
مکان های فیلمبرداری:  1435 Flower Street, Glendale, California, USA

منبع:

my-film.org


صحنه ها و دیالوگها:

اکثر دیالوگها و نماهای فیلم به یاد ماندنی است.

در صحنه ای که جولز و وینسنت مورد شلیک چند گلوله قرار می گیرند و به طرز معجزه آسایی نجات پیدا می کنند، جولز آنرا شفاعت الهی میداند و اعتقاد دارد که خدا از آسمان فرود آمده و گلوله ها را متوقف کرده است، در حالیکه وینسنت آنرا یک اتفاق میداند:

– This was divine intervention. You know what divine intervention is?

– I think so. That means that God came down from Heaven and stopped the bullets.

– That’s right. That’s exactly what it means.

سکانس حضور وینسنت و میا (همسر مارسلا رییس وینسنت) در رستوران Jack Rabbit Slim’s با فضایی رویایی از دهه 50 یا 60 نیز به یاد ماندنی است. گفته میشود که بعدا” تعداد زیادی رستوران و کافه در سراسر دنیا به یاد فیلم این نام را برای خود انتخاب کردند. گفتگوهای وینسنت و میا جالب است. مثلاً وینست از میا تقاضا میکند که جوکی که در نمایشش گفته را بازگو کند، میا خودداری کرده و میگوید که ممکن است تو آنرا دوست نداشته باشی و من خجالت بکشم. وینسنت میگوید که قول میدهم به تو نخندم و میا میگوید: این دقیقاً همان چیزی است که از آن می ترسم!

– You told 50 million people, and you can’t tell me? I promise I won’t laugh.

– That’s what I’m afraid of, Vince.

(و بعداً و پس از اتفاقاتی که برای آنها می افتد، میا با لحنی تقریباً گریان آن جوک را برای وینسنت تعریف میکند و البته هیچ یک نمی خندند). صحنه جالب دیگر رفتن میا به دستشویی برای مصرف کوکایین است در حالیکه در کنار او انبوه زنان در حال آرایش جلوی آینه هستند. اوج سکانس رستوران در صحنه رقص دو نفره وینسنت و میاست. صحنه ای که به یکی از صحنه های معروف سینما تبدیل شده است. به طور کلی سکانس رستوران از آن جهت قابل توجه است که تنها قسمت فیلم است که چهره ای انسانی و عادی از وینسنت جنایتکار نشان می هد.

سکانس گرفتار شدن بوچ و مارسلا در دام منحرفان جنسی نیز قابل تامل است. به خصوص لحظه ای که بوچ میخواهد فرار کند ولی در یک لحظه تصمیم میگیرد به دشمن خود مارسلا کمک کند و با پیدا کرن یک شمشیر به صحنه بر میگردد. اوج سکانس موقعی است که بوچ با شمشیر یکی از متجاوزان را از پای در می آورد و اینجاست اوج خواری مارسلا، رییس با ابهت تبهکاران که به راحتی حکم قتل دیگران را میداد. او به بوچ میگوید که اکنون با او بی حساب شده ولی باید این موضوع بین ما دو نفر و این مرد متجاوز که باقی عمر کوتاهش را در دردی جانسوز سپری خواهد کرد باقی بماند و بوچ باید از شهر برود و دیگر برنگردد.

Don’t tell nobody about this. This shit is between me, you and Mr. “Soon-To-Be-Livin’ The-Rest-of-His-Short-A-s-s-Life-in-Agonizing-Pain”….

And when you gone, you stay gone, or you be gone…….

و بوچ با برداشتن موتورسیکلت مرد متجاوز (Zed) به سوی دوست دخترش بر میگردد:

– Butch, whose motorcycle is this ?

– It’s a chopper, baby.

– Whose chopper is this?

– Zed’s.

– Who’s Zed?

– Zed’s dead, baby. Zed’s dead!

یکی از نکات جالب، رفتن وینسنت به دستشویی است. او سه بار در فیلم این کار به ظاهر بدون اهمیت را انجام می دهد ولی هر بار منشا اتفاقاتی مهم می شود. بار اول زمانی است که وینسنت و جولز در کافه نشسته اند و در فاصله رفتن وینسنت به دستشویی زن و مرد جوان به کافه دستبرد میزنند. بار دوم در خانه میاست که وینسنت در دستشویی با خود کلنجار می رود که به اخلاق پایبند باشد و به میا کاری نداشته باشد. در این فاصله میا هروئین وینسنت را به تصور اینکه کوکائین است مصرف میکند و بیهوش میشود. بار سوم زمانی است که وینسنت در خانه بوچ منتظر رسیدن اوست تا او را بکشد ولی درست در همان لحظه ای که به دستشویی میرود بوچ سر می رسد و وینسنت را با تفنگ خودش که بیرون دستشویی جا گذاشته می کشد.

اما اوج فیلم سکانس آخر است. وینسنت و جولز در یک کافه مورد دستبرد دو سارق مسلح قرار میگیرند. جولز در یک لحظه تفنگ سارق را از او می رباید و خود به سوی او نشانه میرود. او که قبل از این واقعه دچار تحول شده، به جای کشتن سارق به اختیار خود به او پول می دهد و به قول خودش جان او را میخرد. سپس برای او آیاتی از کتاب مقدس میخواند، آیاتی که قبلاً پیش از کشتن قربانیان خود برای آنها میخواند ولی این بار در مورد آن تفکر میکند: ( **این قسمت را برای فهم بهتر ترجمه کردم**)

“راه مرد درستکار از همه سو در بند ناراستی خودپرستان و جور اهریمنان است. خوشا آنکه به نام نیکوکاری و خوشنودی گله ناتوانان را در دره تاریکی چوپانی کند که او پاسدار برادر خویش و یابنده فرزندان گمشده است. و من با کینه و خشم بر آنان که بخواهند برادرانم را نابود کنند خواهم تاخت و آنگاه که خشمم را بر تو فرود آورم، خواهی دانست که من پروردگارم.”

سپس جولز میگوید: من این را سالها گفتم، بدون اینکه به آن فکر کنم، گمان میکردم که این فقط جملاتی است که باید پیش از کشتن کسی به زبان بیاورم. اما امروز اتفاقی افتاد که باعث شد دوباره فکر کنم. شاید تو اهریمنی و من مرد درستکار و این اسلحه چوپان است که مرا در دره تاریکی از شر تو حفظ میکند. شاید هم تو مرد درستکاری و جهان اهریمن و من چوپان، دوست دارم که این طور باشد ولی واقعیت این نیست. در حقیقت تو آن ناتوان هستی و من جور اهریمن، ولی سخت تلاش میکنم که آن چوپان باشم.

The truth is, you’re the weak…and I’m the tyranny of evil men

But I’m tryin’, Ringo. I’m tryin’ real hard…to be the shepherd

انتهای سکانس پایانی بیرون رفتن وینسنت و جولز از کافه است، در حالی که آینده آن دو برای بیننده مشخص است و فیلم این گونه به پایان می رسد.

برای خواندن نقد این فیلم به این صفحه بروید


 

داستان عامه‌پسند یا پالپ فیکشن (به انگلیسی: Pulp Fiction)؛ فیلمی آمریکایی، محصول سال ۱۹۹۴، به کارگردانی کوئنتین تارانتینو و در گونهٔ سینمای جنایی است. عمده شهرت فیلم به دلیل به نمایش درآوردن ترکیبی کنایه‌آمیز از خشونت و شوخ‌طبعی، داستان غیرخطی، اشاره‌های سینمایی، ارجاعات آن به فرهنگ عامه و دیالوگ‌های آن است.

فیلم، نخل طلای جشنواره کندر سال ۱۹۹۴ را ازآنِ تارانتینو نمود و نامزد دریافت هفتجایزه اسکار، شامل جایزه اسکار بهترین فیلم شد که تارانتینو و راجر آواری، فیلم‌نامه‌نویسان فیلم؛ توانستند جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را ازآن خود کنند. نامزدی بهترین کارگردانی برای کوئنتین تارانتینو و نامزدی بهترین بازیگر نقش اول مرد برای جان تراولتا، از دیگر دستاوردهای این فیلم در شصت‌وهفتمین مراسم جایزه اسکار بودند.این فیلم در تقسیم جوایز اسکار به نوعی تحت تاثیر فارست گامپقرار گرفت اما در جشنواره کنخوشتر درخشید و نخل طلا را نصیب تارانتینوی جوان و نه چندان مشهور کرد، در حالیکه رقیبی چون «قرمز»کیشلوفسکی داشت.

به مرور زمان بر شهرت فیلم افزوده شد و هر روز بیشتر و بیشتر تحسین شد. در رده‌بندیهای مختلف، فیلم معمولا در بین بهترینهای تاریخ قرار داشته و اکثر منتقدان مشهور آن را ستایش کرده‌اند. قرارگرفتن در بین صد فیلم برتر انجمن سینمای آمریکا و صد فیلم برتر انتخابی مجله تایم و قرارگرفتن در رده  هفتم۲۵۰ فیلم برتر سایت IMDB با امتیاز بالای ۸٫۹ از آن جمله است. هفته‌نامه Entertainment Weekly به فیلم به‌عنوان بهترین فیلم ربع قرن اخیر اشاره کرد و نوشت بسیار سخت است پیداکردن صحنه‌ای در این فیلم که به نمادی تبدیل نشده‌باشد. همچنین منتقد معروف، راجر ایبرت، فیلم را به‌عنوان تأثیرگذارترین فیلم دههٔ ۱۹۹۰ معرفی کرد.

داستان عامه‌پسند، روایت‌گر ماجراهایی با خطوط داستانی متقاطع از گانگسترهایلس‌آنجلسی، بازیکن بوکس، سارقان مسلح خرده‌پا و یک کیف اسرارآمیز است. بیشتر زمان فیلم از تک‌گویی و گفتگوهایی با درون‌مایهٔ نگاه به زندگی و با چاشنی بذله‌گویی تشکیل شده‌است که بین شخصیت‌های فیلم ردوبدل می‌گردد. عنوان فیلم اشاره به مجله‌ها و رمانهای مصور و عامه‌پسند جنایی دارد که در میانهٔ قرن بیستم انتشار می‌یافتند و با خشونت تصویری و گفتگوهای بُرنده‌شان شناخته می‌شدند. فیلم با متنی حاوی دو معنی از عبارت «عامه‌پسند» (pulp) در لغت‌نامه آغاز می‌شود و همانند بسیاری دیگر از آثار تارانتینو، داستانی با روایت غیرخطی دارد.

نام این فیلم ابتدا قرار بود ماسک سیاه باشد که نام مجله‌ای عامه‌پسند بوده‌است. نظیر داستان‌های عامه‌پسند این روایت‌های تو در تو ربطی به واقعیت بیرونی ندارند. دنیایی خلق می‌کند از آدم‌های غیرعادی و روزهای غیرمعمولی. شخصیت‌ها در وضعیت بدی قرار می‌گیرند و از آن وضعیت فرار می‌کنند و دچار وضعیت بدتری می‌شوند؛ نظیر وضع بوچ و مارسلوس یا هانی بانی.

ساختار روایت

مطابق با سبک کوئنتین تارانتینو در روایات داستان به‌صورت غیرخطی؛ داستان این فیلم نیز به شکل غیرترتیبی روایت می‌شود. ساختار پالپ فیکشن براساس سه داستان متمایز بنا شده است که در خط سیر روایت اشتراکاتی نیز با یکدیگر دارند. آدمکش حرفه‌ای، وینسنت وگا (با بازی جان تراولتا) شخصیت اصلی داستان نخست، بوکسور حرفه‌ای، بوچ کولیج (با بازی بروس ویلیس) شخصیت اصلی داستان دوم و همکار آدمکش وینسنت، جولز وینفلد (با بازی ساموئل ال. جکسون) شخصیت اصلی داستان سوم است. با آن‌که هر داستان به مجموعه‌ای از رویدادهای متمایز با دو داستان دیگر می‌پردازد ولی با آن‌ها دارای ارتباط و نقاط اشتراک نیز هست. فیلم با سرقت مسلحانهٔ «پامپ‌کین» و «هانی‌بانی» (القاب عاشقانه‌ای که زوج سارق در صحنهٔ آغازین یکدیگر را با آن خطاب می‌کنند) از رستوران آغاز می‌شود. سپس داستان وینسنت، جولز، بوچ و چند شخصیت دیگر از جمله مارسلوس والاس سردستهٔ گانگسترها، همسرش میا و مشکل‌گشای امور غیرقانونی وینستون ولف را پیش می‌کشد. در نهایت نیز به نقطهٔ آغازین فیلم بازمی‌گردد، در رستوران: وینسنت و جولز که برای استراحت کوتاهی به آن‌جا آمده‌اند، خود را درگیر سرقت مسلحانه‌ای می‌یابند. به طورکلی، ۷ قسمت روایت در فیلم موجود است. عنوان سه روایت اصلی به‌صورت متنی بر صفحهٔ سیاه در بین فیلم و به مدت چند ثانیه نمایش داده می‌شود:

……….1-سرآغاز – رستوران

……….2-پیش‌درآمد «وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس»

……….3-«وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس»*

……….4-پیش‌درآمد «ساعت طلایی» (الف-گذشته، ب-حال)

……….5-«ساعت طلایی»*

……….6-«وضعیت بانی»*

……….7-سرانجام – رستوران

……………………*عنوان داستان اصلی که به‌صورت نوشته‌ای بر صفحهٔ سیاه در میان فیلم نمایش داده می‌شود.

اگر بنا بر حفظ توالی زمانی در روایت‌ها باشد، ترتیب آن‌ها به این‌صورت خواهد بود: ۴-الف، ۲، ۶، ۱، ۷، ۳، ۴-ب، ۵. روایت‌های ۱ و ۷ بر یکدیگر هم‌پوشانی دارند و از دو دیدگاه متفاوت نمایش داده می‌شوند. برای روایت‌های ۲ و ۶ نیز وضعیت مشابهی برقرار است. از این شیوه روایت با عنوان «روایت دوار» نام برده شده است.

داستان


 قسمت‌هایی قبل از شروع فیلم

در ابتدای فیلم و قبل از تیتراژ، با دو دزد به نام‌های رینگو و یولاندا آشنا می‌شویم که قصد دستبردزدن به کافی شاپی را دارند. سپس تیتراژ پخش می‌شود.

بعد از تیتراژ و بین تیتراژ و داستان اول، با دو آدمکش حرفه‌ای به نام‌های وینسنت و جولز آشنا می‌شویم که برای به‌دست‌آوردن یک کیف مرموز به یک آپارتمان می‌روند.

در آنجا با برت و دوستش و خدمتکارش، مارلین (که یک سیاهپوست است)، آشنا می‌شویم. گویی آن‌ها به مارسلوس والاس (رئیس وینسنت و جولز) خیانت کرده‌اند و بعد از تحویل‌دادن کیف باید مجازات شوند.

جولز دوست برت را می‌کشد، اما قبل از کشتن، خود برت برای او آیاتی از کتاب مقدس را می‌خوانَد و با قبول‌کردن این فرضیه که خود او مردی درستکار است و باید برت را که شیطان است بکشد. او و وینسنت برت را به قتل می‌رسانند و فیلم این صحنه را قطع می‌کند و داستان اول آغاز می‌شود.

داستان اول: وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس

جان تراولتا (وینسنت وگا) و اوما تورمن (میا والاس) در صحنه رقص معروف فیلم

داستان با نمایی از بوچ (بروس ویلیس) شروع می‌شود که پیش رئیس، مارسلوس والاس نشسته‌است و در ازای گرفتن مبلغی پول حاضر می‌شود به خواست رئیس در مسابقه بعدی اش شکست بخورد.

سپس فیلم دوباره ادامه داستان وینسنت را می‌گیرد. وینسنت قبل از بردن میا به بیرون از دوستش لنس مقداری هروئین می‌گیرد. سسپس به دنبال میا می‌رود و او را به رستورانی می‌برد. آن‌ها در رستوران با هم می‌رقصند و جایزه‌ای دریافت می‌کنند و وینسنت میا را به خانه می‌رساند.

وینسنت که مجذوب میا شده‌است، به توالت می‌رود و در آنجا با خودش عهد می‌کند که دیگر ادامه ندهد. هنگامی که از دستشویی بیرون می‌آید میا را می‌بیند که بر اثر استفاده از هروئین، به اغما فرورفته‌است. او میا را پیش لنس می‌برد و با کمک او به میا آدرنالین تزریق کرده و او را نجات می‌دهد. سپس میا را به خانه می‌رساند و از او قول می‌گیرد که این ماجرا را برای کسی بازگو نکند.

داستان دوم: ساعت طلا

بروس ویلیس در نقش بوچ

داستان دوم به بوچ می‌پردازد. بوکسوری که همان‌طور که در قبل نشان داده شد باید مبارزه‌ای را ببازد. غرور بوچ مانع این کار می‌شود. بوچ تصادفاً حریفش را کشته و برنده شده‌است.

بوچ بعد از مسابقه به خانه می‌گریزد و به همسرش فابین می‌گوید که فردا اول صبح باید شهر را ترک کنند.

آنها چمدانهایشان را جمع می‌کنند ولی بوچ می‌فهمد که فابین ساعت طلای بوچ را (که توسط پدر پدربزرگ او خریده شده بود و نسل به نسل به او رسیده بود و نشانه غرور او بود و برایش خیلی اهمیت داشت) در آپارتمان بوچ جا گذاشته‌است.

بوچ به آپارتمانش بازمی‌گردد و وینسنت را می‌بیند که از طرف مارسلوس برای کشتن او گماشته شده‌است. او وینسنت را می‌کشد و سریعاً خانه را ترک می‌کند ولی در بین راه خود مارسلوس را می‌بیند. در درگیری که بین آنها رخ می‌دهد آنها تصادفاً در دام دو بیمار جنسی می‌افتند. بوچ فرار می‌کند ولی برای نجات مارسلوس دوباره برمی‌گردد و او را نجات می‌دهد. مارسلوس نیز او را نمی‌کشد و از او قول می‌گیرد که این ماجرا را برای کسی بازگو نکند. سپس بوچ و فابین شهر را ترک می‌کنند.

داستان سوم: وضعیت بانی

وینسنت وگا و جولز (با بازی ساموئل ال جکسون) بعد از وقوع معجزه نفر سوم را می‌کشند.

با یک برش به گذشته به سکانس قبل از شروع داستان اول بازمی‌گردیم. یعنی همان جایی که وینسنت و جولز در آپارتمانی برت و دوستش را به قتل می‌رسانند.

تماشاگر می‌فهمد که نفر سومی هم در آن آپارتمان بود و با یک اسلحه بزرگ در دستشویی پنهان شده بود. نفر سوم ناگهان بیرون می‌پرد و وینسنت و جولز را تیرباران می‌کند. اما هیچ‌یک از گلوله‌ها به آن دو نمی‌خورد و آن‌ها نفر سوم را می‌کشند.

جولز این اتفاق را معجزه خداوند می‌خواند و می‌گوید که اراده خدا بود که گلوله‌ها آن‌ها را نکشند؛ ولی وینسنت مخالفت می‌کند و آن را فقط یک اتفاق عجیب می‌خواند. وینسنت تصادفاً مارلین (خدمتکار سیاهپوست) را می‌کشد و سرتاپای او و جولز خونی می‌شود. آن‌ها به خانه دوست جولز یعنی جیمی می‌روند تا خود را پاک کنند. همسر جیمی (بانی) تا یک ساعت دیگر به خانه بازمی‌گردد و آنها باید ظرف ۴۰ دقیقه منزل جیمی را ترک کنند. آن‌ها دست به دامان یکی از دوستان مارسلوس به نام وولف می‌شوند و به کمک او به‌راحتی ماجرا را تمام می‌کنند.

هنگامی که آنها برای صرف صبحانه به یک کافی‌شاپ می‌روند با دو دزد (که قبل از تیتراژ فیلم آن‌ها را دیدیم) به نام‌های رینگو و یولاندا مواجه می‌شوند. دزدها جیب تمام افراد داخل رستوران را خالی می‌کنند تا اینکه نوبت به جولز می‌رسد. جولز براحتی آن‌ها را خلع سلاح می‌کند و به طرف رینگو اسلحه می‌کشد اما او را نمی‌کشد. او پول‌های خود را به رینگو می‌دهد، و بعد از خواندن آیه‌ای از کتاب مقدس به او می‌گوید که می‌خواهد مثل شبانی راهنما باشد و دست از کارهایش بردارد. رینگو و یولاندا رستوران را ترک می‌کنند در حالی که راهنمایی شده‌اند. جولز و وینسنت نیز کافی شاپ را ترک می‌کنند.

حواشی فیلم pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction


 فیلمنامه

یکی از نقاط قوت این اثر فیلمنامه آن است، داستانی به ظاهر ساده و در عین حال بدیع و سرشار از تعمق به همراه شخصیت پردازی قوی و دیالوگهایی کنایه آمیز و به یاد ماندنی. تارانتینو همواره گفته است که در ابتدای نوشتن فیلمنامه کل داستان را در ذهن ندارد، او شخصیتها را در ذهن خلق می‌کند و بعد از آن خود شخصیتها هستند که داستان را جلو می‌برند و او آنرا می‌نویسد.

بازیگران

قرار بود نقش وینسنت به مایکل مدسن داده شود ولی او بازی در فیلم دیگری را انتخاب کرد (و هنوز افسوس می‌خورد) و سرانجام نقش به جان تراولتا رسید. همه و حتی خود تراولتا اعتقاد دارند که بازی در این فیلم دوران بازیگری او را دگرگون کرد و از او بازیگری مطرح ساخت. اگرچه پالپ فیکشن تراولتا را ستاره کرد ولی باید پذیرفت که تراولتا هم در بزرگ کردن فیلم بی اثر نبوده است.

همچنین در این فیلم با تقلید شخصیت‌های هالیوودی همچون مریلین مونرو، جری لوئیس، جیمز دین، میمی ون دورن و حتی اشاره زبانی به جین منسفیلد همگی باعث جذابیت بیش از اندازه فیلم در بین مخاطبان شده است.

موسیقی

برای این فیلم هیچ موسیقی جدیدی ساخته نشد و تارانتینو خود آهنگهای مختلفی از سالهای گذشته موسیقی عامه پسند آمریکا را انتخاب کرد. موسیقی تیتراژ ابتدایی فیلم Misirlou، آهنگی یونانی است که با اجرای دهه شصت“Dick Dale” پخش می‌شود. اما ناگهان با صدای چرخاندن موج رادیو به آهنگ “Jungle Boogie” تبدیل می‌شود.

آهنگ صحنه معروف رقص وینسنت و میا به نام “You Never Can Tell” کاری از ستاره موسیقی راک اند رول “Chuck Berry” است. یکی از آهنگهای زیبای فیلم جایی است که وینسنت در حال تزریق هروئین و سپس گشت و گذار در خیابانهایلوس انجلس است. آهنگی به نام “Bullwinkle-part2” از گروه راک Centurions در دهه شصت. موسیقی زیبای تیتراژ پایانی فیلم یعنی “Surf Rider” کاری از “The Lively Ones” بازهم از آهنگهای راک دهه شصت است.

نقش‌ها pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction


 ……….جان تراولتا در نقش وینسنت وگا. یک گنگستر نیمه حرفه‌ای. شخصیت وینسنت وگا، برادر شخصیتی به نام ویک وگا (یا آقای بلوند) در فیلم سگ‌های انباری فیلم قبلی کوئنتین تارانتینو می‌باشد.

جان تراولتا در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. هر چند که به تام هنکس در فیلم فارست گامپ ساخته رابرت زمه کیس باخت.

……….ساموئل ال. جکسون در نقش جولز وینفیلد. نقش آدمکشی که بعد از وقوع یک معجزه می‌خواهد کارهای جنایتکارانه را کنار بگذارد. ساموئل ال جکسون به خاطر بازی در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد شد.

……….اوما تورمن در نقش میا والاس. اوما تورمن به خاطر بازی در این فیلم یک چرخش بسیار خوب در کارنامه بازیگری اش ثبت کرد. او به خاطر ایفای نقش همسر مارسلوس والاس نامزد جایزه اسکار بهترین نقش مکمل زن شد. بعد از این فیلم، اوما تورمن در سری فیلم‌های بیل را بکش نیز با تارانتینو همکاری کرد.

……….بروس ویلیسدر نقش بوچ. ویلیس یک ستاره مشهور و بزرگ بود اما مدت زمان کوتاهی در فیلم بازی کرد.

……….هاروی کایتل در نقش وینستون ولف. (معادل فارسی: آقای گرگ) کیتل در این فیلم نقش کوتاهی را ایفا می‌کند. این دومین همکاری کیتل با تارانتینو بعد از فیلم سگ‌های انباری بود. او بعد از این نیز در پروژه‌های دیگر با تارانتینو همکاری کرد.

……….تیم راث در نقش رینگو. نقش راث در این فیلم بسیار کمرنگ است. این دومین همکاری راث با تارانتینو بعد را سگ‌های انباری بود. او در آن فیلم در یک نقش مهم ظاهر شده بود.

……….کوئنتین تارانتینو در نقش جیمی. تارانتینو که کارگردان فیلم است نقش ده دقیقه‌ای دوست وینسنت و جولز را ایفا می‌کند.

و نقش‌های دیگر عبارتند از:

……….وینگ رهامس- مارسالس والاس

……….ماریا دی مدروس- فابین

……….کریستوفر واکن- کاپیتان کونز

……….پیتر گرین- زد

……….فیل لامار- ماروین

……….استیو بوشمی- مستخدم رستوران

wikipedia.org

pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fictionpulp fiction pulp fiction pulp fiction pulp fiction







دیدگاه کاربران :



وارد کردن دیدگاه