دانلود فیلم Saving Private Ryan | نجات سرباز رایان + دوبله فارسی

Movie VoV


دانلود فیلم و سریال های روز جهان – ویکی پدیا هنر هفتم



کارگردان


بازیگران



موسیقی متن



Saving Private Ryan

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan
 2h 49 min  24 July 1998 | آمریکا
IMDB :

metacritic :
8.6/10

90/100 34 منتقد

زير نويس :

زيرنويس

ژانر : اکشن | درام | تاریخی | جنگی کيفيت : BRrip 1080p
کارگردان : Steven Spielberg نويسندگان : Robert Rodat
ستارگان : Tom Hanks, Matt Damon, Tom Sizemore


خلاصه داستان : در جنگ جهانی دوم، 3 پسر یک خانواده ظرف مدت یک هفته کشته می‌شوند: دو برادر در هجوم متحدین به نورماندی و یکی از آن‌ها در جنگ با ژاپنی‌ها در گینه ی نو کشته می شود. پس از اینکه “ژنرال استاف” متوجه می‌شود که چهارمین برادر در فرانسه و در پشت خطوط دشمن گم شده، یک گروه نجات را جهت پیدا کردن او و بازگرداندنش به خانه تشکیل می‌دهد. “کاپیتان رنجر” (تام هنکس) که فردی آزموده و باتجربه است رهبری این گروه را که اعضای آن مردانی با احساسات متفاوت هستند و جانشان را برای “نجات سرباز رایان” (مت دمون) به خطر انداخته‌اند، به عهده دارد…


پرامتیازترین فیلم با رتبه 29

جوایز: برنده 5 اسکار. برنده 74 جایزه و 74 نامزد دیگر. بیشتر

عکس عکس

توضیحات دوبله
گویندگان:
منوچهر والی زاده: تام هنکس
افشین زینوری:مت دیمون
سعید مظفری: ادوارد برنز
امیر هوشنگ زندی:بری پپر
تورج مهرزادیان: تام سیزمور
پرویز ربیعی: دنیس فارینا
کریم بیانی: جووانی ریبیسی
نادر کی مرام: جرمی دیویس
اکبر میرطاهری: ون دیزل / کاپارازو
آبتین ممدوح: آدام گلدبرگ
کیفیت: BRrip 720p | فرمت: MKV | حجم: 800 MB

دوبله فارسی

کیفیت: BRrip 1080p | فرمت: MKV | حجم: 1.56 GB

دوبله فارسی

کیفیت: BRrip 720p | فرمت: MKV | حجم: 1.29 GB

زبان اصلی

زیرنویس

 Download Now 

کیفیت: BRrip 1080p | فرمت: MKV | حجم: 2.39 GB

زبان اصلی


جزئیات

نسبت تصویر:  ?  |  1.85 : 1
بودجه:

بیشترین فروش هفته:

  $70,000,000 (برآوردی)

$216,119,491 (ایالات متحده آمریکا) (21 May 1999)

فروش آخرین هفته:   $30,576,104 (ایالات متحده آمریکا) (24 July 1998)
دیگر نام ها شناخته شده:  Rescatando al soldado Ryan بیشتر
مکان های فیلمبرداری:  Calvados, France

منبع:

dibamovie.org

heydl.com



نقد

 

«زیر آفتاب رو در زوال/ جنون زدگان/ انبوه انبوه/شعله ور از آتش شامگاهی، می‌جنگیدند.» – یقیشه چارنتس.

فیلم‌های فانتزی استیون اسپیلبرگ با فضای مفرحانه و نگاه كودك گونه او به هستی – كه گویی همه چیز را از دریچه بازی‌ها و اسباب بازی‌های رنگارنگ می‌بیند – هیچ‌گاه این تصور را در بیننده پدید نمی‌آورد كه روزی شاهد فیلمی آكنده از تلخی و سیاهی با امضای او باشد. «فهرست شیندلر» با فیلمبرداری سیاه و سفید و فضای سربی‌اش این تصور را كم رنگ كرد – هر چند كه در آن موضوع واقعی هم، قضیه نجات دادن فرشته آسای منجی یهودی‌های سرگردان، از واقعیت فراتر رفته بود – بعد هم كه اسپیلبرگ دوباره به دنیای اسباب بازی‌هایش بازگشت و به سرگرم سازی مشغول شد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/2/40-Saving-Private-Ryan/40-Saving-Private-Ryan/9-Saving-Private-Ryan.jpg

اما «نجات سرباز رایان» حكایت دیگری دارد. در این فیلم، نه از لبخندی كه معمولاً بر لب تماشاگران نقش می‌بندد خبری هست، و نه از فرح بخشی كودكانه آثار فانتزی او. در این جا، همه چیز در قالب خشونت و جنون معنا می پذیرد. صحنه‌های نفس‌گیر و پر التهاب ابتدای فیلم كه نزدیك به 25 دقیقه طول می‌كشد، پس از چند نمای كوتاه مربوط به فضای سرد و خاموش گورستان سربازان جنگ شكل می‌گیرد. در همان ابتدا، كارگردان، تماشاگر را در موقعیتی قرار می‌دهد كه چشم از فیلم برندارد. با وجودی كه زد و خوردهای سربازان در دقایق اولیه، در حالی اتفاق می‌افتد كه هنوز داستانی وجود ندارد و از نظر دراماتیك، پیش زمینه و پیرنگی برای ایجاد همدلی تماشاگر موجود نیست، بیننده با فیلم همراه می‌شود و خودش را در بطن ماجرا/ فاجعه حس می‌كند؛ به گونه‌ای كه تماشاگر صحنه‌های خشونت‌آمیز و بسیاری اوقات تهوع‌آور فیلم، فراتر از پی گیری سیر زندگی و مرگ یك آدم، به انسان‌هایی می‌اندیشد كه یكی پس از دیگری روی زمین می‌غلتند و بدن شان متلاشی می‌شود.

دوربین روی دست و ایجاد تنش و تلاطم، علاوه بر اینكه وجه مستند گونه اثر را پر رنگ می‌كند، بر بی قهرمانی یا ضد قهرمانی فیلم تأكید دارد. در طول فیلم – و به ویژه در فصل مرعوب كننده نبرد

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/2/40-Saving-Private-Ryan/40-Saving-Private-Ryan/14-Saving-Private-Ryan.jpg

آغازین – هیچ پردازش قهرمان گونه‌ای در مورد «فرمانده میلر» (تام هنكس) صورت نمی‌گیرد و او هم در شرایطی مشابه دیگر سربازان آمریكایی به تصویر درمی‌آید.

حتی وقتی صحنه‌های تكان دهنده‌ای به نمایش درمی‌آید (مثل استیصال و وحشت سربازی كه در میانه نبرد، مادرش را صدا می‌زند) توجه تماشا‌گر بیش از آن كه به فكر رهایی سرباز رایان و موضوع فیلم باشد، به وجه ویرانگر جنگ و مناسبات غیرانسانی حاكم بر آن معطوف می‌شود.

اگر از تصویرهای خشن ابتدایی صرف‌نظر كنیم،آن چه باقی می‌ماند هم بیش از آن كه نصیب صحنه‌های غیرجنگی و نسبتاً آرام فیلم شود، به گوشه‌های دیگری از نبرد اختصاص می‌یابد. حتی در برخی صحنه‌ها كه از زد و خورد و خشونت بیرونی خبری نیست، خشونت درونی سربازان جلب توجه می‌كند؛ مثل نماهای سربازی كه با سلاح دوربین دارش دیگران را نشانه می‌رود.

فیلمنامه رابرت رادت هیچ حرف تازه‌ای ندارد. داستان «نجات سرباز رایان»، بارها و بارها در سینمای كشورهای مختلف تصویر شده : نفوذ یك گروه چند نفره به خاك دشمن برای انجام یك عملیات؛ كه این جا موضوع نجات جان یك هموطن است. اما چیزی كه باعث شده این موضوع تكراری به فیلمی تكراری بدل نشود، نوع نگاه اسپیلبرگ به ماجراست. با وجودی كه همه انفجارها و زدوخوردها در عظیم‌ترین شكل ممكن روی می‌دهد، اما با این حال، بیننده این حس را ندارد كه مشغول تماشای یك

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/2/40-Saving-Private-Ryan/40-Saving-Private-Ryan/8-Saving-Private-Ryan.jpg

«فیلم هالیوودی» و یا یكی از محصولات كارخانه رویاسازی خود اسپیلبرگ است. درآمیخته شدن نگاه واقع گرای فیلمساز و بافت مستند گونه اثر در صحنه‌های جنگی، باعث شده «نجات سرباز رایان» از خطر سقوط به ورطه تكرار برهد.

دوری گزیدن اسپیلبرگ از قهرمان پردازی، نه تنها در بعد ساختاری اثر معنا می‌یابد و «نجات سرباز رایان» را در موقعیتی فراتر از یك اكشن معمولی تماشاچی پسند قرار می‌دهد، بلكه از نظر معنایی و محتوایی هم نشانی از اقتدار و پیروزی سربازان آمریكایی _ و به تبع آن آمریكا _ را نمی‌توان در آن سراغ گرفت. تصویری كه اسپیلبرگ از عملكرد سربازان آمریكایی ارائه می‌كند، تنها یك تصویر ضد جنگ نیست و به نوعی، ضد آمریكایی هم تلقی می‌شود.

«نجات سرباز رایان» در بطن خشونتی كه از سراسر فیلم می‌بارد، پوچی و بیهودگی دخالت آمریكا را در جنگ جهانی دوم به رخ می‌كشد. در جایی از فیلم، از زبان شخصیت نخست آن می‌شنویم: «با كشتن هر آدم،‌ یك گام از خانه‌ام دور می‌شوم.» به این ترتیب، ‌به شكل ظریفی، از میلیتاریسم مورد نظر آمریكا انتقاد می‌شود. هنگامی كه مادر سرباز رایان در مقابل قاصدی كه اخبار شوم جنگ (كشته شدن سه فرزند و اسارت یك فرزند دیگر) را آورده، از حال می‌رود و به زمین می‌افتد، این وجه پررنگ‌تر می‌شود و تباهی و نابودی بنیان داخلی جامعه آمریكا را گوشزد می‌كند.

در فیلم آخر اسپیلبرگ، همه چیز در منظومه تباهی شكل می‌گیرد. در بخش‌های میانی،‌ شاهد صحنه‌های فجیع به خاك و خون كشیده شدن سربازان هستیم، و در قسمت‌های ابتدایی و پایانی اثر (متعلق به زمان حال و روزگار كنونی سرباز رایان)‌ گورستان سربازان آمریكایی زمان جنگ را می‌بینیم.

به این ترتیب، گذشته و حال آمریكا با تباهی جنگ و یاد آن پیوند می‌خورد و فیلمی كه از تصویر انبوه صلیب‌های گورستان آغاز می‌شود، با طی یك دایره بسته، در گورستان به پایان می‌رسد.

این مطلب پیش از این در نشریه گزارش فیلم درج شده است.

نویسنده: ناصر صفاریان

منبع: وب سایت ناصر صفاریان

کاپیتان میلر، برای مأموریت ویژه‌ای برگزیده می‌شود. این مأموریت نجات جان سرباز رایان است که پشت خطوط دشمن به سر می‌برد. او سرانجام رایان را می‌یابد اما رایان حاضر نیست رفقایش را تنها بگذارد…

از نظر من اسپیلبرگ یک تکنیسین است یعنی خیلی به ابزار سینما مسلط است و فیلم‌هایی هم که تا به‌حال ساخته فرصت‌هایی بوده که آن قدرت بی‌مانندش را به رخ بکشد. مثلا در ژوراسیک پارک او می‌تواند دایناسوری بسازد که خیلی واقعی جلوه کند اگرچه وقتی فهرست شیندلر را ساخت خیلی منتقدان فکر نمی‌کردند فیلم موفقی از آب در بیاید. ولی فیلم نجات سرباز رایان، ادعایش این است که فیلم متفاوتی است چون به یک مسأله‌ی فوق‌العاده‌ی انسانی پرداخته و آن مسأله‌ی جنگ است.

من چون تمایل دارم که مسائل را دسته‌بندی کنم تا به نتیجه‌ی بهتری برسم فکر می‌کنم سینمای جنگ را می‌شود طبقه‌بندی کرد و در سه طبقه جای داد: یکی فیلم‌هایی هستند که شکوه و عظمتی برای جنگ قائلند و تقدسی به جنگ می‌دهند. خودشان را موضع برتر می‌دانند و خصم را در موضع پست‌تری می‌نشانند. انبوهی از این فیلم‌ها را امریکا مخصوصا بعد از جنگ جهانی دوم ساخت و الان هیچ کجا امکان دیدن آن فیلم‌ها برایتان نیست برای این‌که هم از نظر موضوع از رده خارج شده و هم از نظر تکنیک. گروه دوم فیلم‌هایی‌اند که – باز هم بیشترش در امریکا ساخته شده – این فیلم‌ها بیشتر یک دید نهیلیستی، یک دید پوچ‌اندیشانه و بدبینانه به جنگ دارند. صرف‌نظر از این‌که جنگ را چه کسی شروع کرده جنگ یک چیز باطلی است. از ابتدا تا انتها پوچی در این فیلم‌ها هست مثل فیلم در جبهه‌ی غرب خبری نیست. اما این فیلم اسپیلبرگ، در یک طبقه‌ی سومی جا می‌گیرد. فکر می‌کنم فیلم‌های وسترن و فیلم‌های جنگی دیگر، از انواع و اقسامش آن‌قدر ساخته شده که اگر کسی بخواهد یک فیلم جنگی یا یک فیلم وسترن بسازد باید بیانش خیلی قوی باشد که خریدار پیدا کند. و آن ابزار تفاوت را اسپیلبرگ در این فیلم دارد. یعنی اسپیلبرگ حرفی را که می‌خواهد بزند این است؛ می‌خواهد واقعیت خشن و بی‌رحم جنگ را به نمایش بگذارد. می‌خواهد بیننده را با خودش همراه کند. بیننده‌ای که جنگ را تجربه نکرده. آن‌قدر جنگ را ملموس به تصویر کشیده که بیننده خودش را در آن حس می‌کند ولی فراتر از این چی؟ یعنی اسپیلبرگ یک حرف انسانی زده؟ تحلیل اسپیلبرگ از این جنگ چیست؟ این سؤالی است که منتقدان نجات سرباز رایان را به دو گروه تقسیم می‌کند یک عده می‌گویند همین که توانسته واقعیت جنگ را درست نشان دهد و باورکردنی بسازد، خودش بهترین پیام است. همه بفهمند که جنگ این است ولی آیا فراتر از این هم هست یا نه؟ من معتقدم که نیست. چون می‌بینید که نشانه‌هایی در فیلم هست که به ما می‌گوید این یک فیلم واقعی است یعنی نه امریکایی‌ها مطلقا خوبند و نه امریکایی‌ها مطلقا بد همین‌طور آلمانی‌ها. اسپیلبرگ خیلی تلاش کرده که موضع بی‌طرفانه بگیرد و به اصل جنگ بپردازد. من فکر می‌کنم که پیام اسپیلبرگ فقط همین است که ممکن است در جنگ پیروز شوید اما خسارتی که باید پرداخت کنید خیلی زیاد است و این خسارت، خسارتی است که به جامعه وارد می‌شود و آثارش در جامعه باقی می‌ماند. حتی این پیام را می‌توانید ندیده بگیرید و فیلم را در حد تکنیک برای تکنیک درنظر بگیرید. نباید خیلی این‌طور فکر کرد که پشت این حرف اسپیلبرگ، یک حرف خیلی بزرگ هست. چون اسپیلبرگ به آن گروه سوم تعلق دارد و آن گروهی است که می‌گویند جنگ نه مطلقا محکوم است و نه مطلقا قابل تقدیر. به محض این‌که شما وارد این گروه شوید و بگویید حق با کیست و باطل با کیست؟ آن‌وقت مخاطبت را از دست می‌دهی. تمام انرژی و انگیزه‌ی کارگردان همین بوده که خشونت جنگ را به تصویر بکشد و نه حرفی راجع به جنگ بزند. چون حرف زدن راجع به جنگ خیلی خطرناک است. زاویه‌ی دید این فیلم خیلی جالب است شما بیست و پنج دقیقه‌ی اول فیلم، یک نبرد نفسگیر را می‌بینید به‌نظر می‌رسد که کارگردان همه‌ی حرفش را در همان بیست و پنج دقیقه زد. انگار بعد از این هرچه حرف بزند به قدرت آن بیست و پنج دقیقه‌ی اول نیست. به ناچار تماشاگر خسته می‌شود. مثل فیلم بربادرفته که تمام حرف و هیجانش تا قبل از جنگ بود. بعد از جنگ فیلم یک مرتبه افت کرد. در حالی‌که این فیلم بعد از آن بیست و پنج دقیقه‌ی طوفانی اول، کماکان طوری این سکانس‌ها طراحی شده که شما تا آخر این هیجان را دارید. مثلا فیلم گلادیاتور را اگر دقت کنید آن‌هم با یک بیست و پنج دقیقه‌ی طوفانی آغاز شد. این است که می‌گویند که اسپیلبرگ داستان‌‌گوی خوبی است یعنی عناصر داستان را آن‌قدر قشنگ می‌تواند کنار هم بچیند که شما را تا آخر به دنبال خودش بکشاند.

در سال‌های اخیر فیلم‌نامه‌نویس‌ها خیلی حواسشان جمع است که اول آشکارا نباید قهرمان‌سازی کنند. دوم جنبه‌های امریکایی را خیلی ظریف وارد فیلم‌نامه کنند چون آن‌ها معتقدند که ما برای جهان فیلم می‌سازیم. اصلا شعار هالیوود این نیست که ما به امریکا تعلق داریم. هالیوودی‌ها حرفشان این است که ما برای جهان فیلم می‌سازیم و لذا عناصر ایدئولوژیک و عناصری که از نظر ادبی در شخصیت‌پردازی امروز مردود شده است را خیلی از فیلم‌نامه‌نویس‌ها حواس‌شان هست و رعایت می‌کنند. فیلم‌نامه‌نویسان دفاع مقدس ما هست که حواسشان نیست و آدم‌ها را بی‌جهت بزرگ می‌کنند. آدم‌ها از ابتدا تا انتهای فیلم تغییری نمی‌کنند. در حالی‌که این ظرایف را شما دقت کنید، خیلی خوب این‌جا رعایت شده حتی یک شرط‌بندی در این فیلم بود یعنی حتی بیننده را با خودشان هم‌داستان کردند که ما دلمان می‌خواست بدانیم این کاپتان میلر واقعا در زندگی خارج از ارتش چه کاره بوده که حالا این‌قدر مسلط هست. ببینید این لرزش دستش حاکی از این است که به‌هرحال یک اسطوره نیست. تأثیر جنگ روی دست اوست و این یک آدم معمولی است. یعنی این استعاره‌ای است که در خلال عمل صورت گرفته. این‌ها به‌نظر من ظرایفی است که در جنگ صورت گرفته. ولی اسطوره‌های سنتی ما رستم از ابتدا رستم است و تا آخر هم رستم است. امروزه ما به آن‌طور اسطوره‌ها اصلا نیازی نداریم. همین‌طور که عرفای قدیم دیگر نیستند. ما امروزه شرایط اجتماعی متفاوت و لذا آدم‌ها متفاوتی داریم. اسطوره‌های ما آدم‌های معمولی هستند این وقتی به جنگ می‌رود و برمی‌گردد کارکشته می‌شود این کارکشته شدنش حاصل جنگ است.

نویسنده: علی خزاعی‌فر

منبع: وبلاگ فیلمستان

«هر نفر را که می‌کشم احساس می‌کنم یک قدم از خانه‌ام دورتر می‌شوم.»

در واقع صحبت سر آن است که اگر دشمن از ما می‌کشد و ما از دشمن می‌کشیم. پس فرق ما با دشمنان‌مان چیست؟ این نکته‌ای ‌است که فیلم‌های هالیوودی معمولاً در تقسیم‌بندی‌های‌شان ارائه می‌دهند.

«وقتی هالیوود درگیر جنگ‌ها می‌شود، فیلم‌ها باید تاوان سنگینی بپردازند. حقیقت این است که در هالیوود فقط آدم‌های خوب برنده هستند و هنگامی که با فیلم‌های تولیدی آن سر و کار داشته باشیم، قطعاً «آدم‌های خوب» آمریکایی خواهند بود. وقایع تاریخی هرگز نمی‌توانند سدّ راه فیلم‌های پر‌فروش هالیوود قرار گیرند. برای مثال فیلم «نجات سرباز رایان» را در نظر گیرید. در این فیلم گویا فراموش شده است که هفتاد و دو هزار سرباز انگلیسی و کانادایی نیز در جنگ شرکت داشته‌اند. هالیوود از ما می‌خواهد باور کنیم که این نیروهای آمریکایی بودند که با رمزگشایی یک دستگاه ارسال پیام‌های رمز غنیمت گرفته شده از یک زیردریایی آلمانی، توانستند مسیر جنگ را هدایت کنند و اصلاً مهم نیست که نیروهای انگلیسی شش ماه قبل درگیر جنگ شده بودند.» برایان کورتیس.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/2/40-Saving-Private-Ryan/40-Saving-Private-Ryan/6-Saving-Private-Ryan.jpg

اما هر قدر هم با موضع به شدت آمریکایی فیلم مخالف باشیم و ادعای امریکا را درباره‌ی پایان‌دهنده‌ی جنگ و محافظ آزادی بودن آن‌ها قبول نداشته باشیم باز هم می‌توانیم از این فیلم به عنوان یک فیلم خوش‌ساخت که اشاره‌ای به پیشینه‌ی دردناک ملت ما نیز دارد لذت ببریم. داستان فیلم در‌باره‌ی‌ یک عملیات نظامی است؛ یک عملیات نظامی برای هدفی که در دنیای نظامی‌گری مفهومی ندارد. نجات یک سرباز در میان سربازانی که در آن جنگ بزرگ روزانه کشته می‌شدند. در میان خانواده‌هایی که همه‌ی افراد آن با انفجار یک بمب نیست می‌شدند. اما این عملیات با نام انسانیت و برای ادای احترام به احساسات پاک انجام می‌گیرد.

در جنگ جهانی دوم، 3 پسر یک خانواده ظرف مدت یک هفته کشته می‌شوند: 2 برادر در هجوم متحدین به نورماندی و یکی از آن‌ها در جنگ با ژاپنی‌ها در گینه ی نو. پس از این‌که ژنرال استاف متوجه می‌شود چهارمین برادر در فرانسه و در پشت خطوط دشمن گم شده، یک گروه نجات را برای پیدا کردن او و بازگرداندنش به خانه تشکیل می‌دهد. کاپیتان جان اچ میلر که فردی آزموده و با تجربه است، رهبری این گروه را به ‌عهده دارد.

از همان ابتدای حرکت این گروه، سوالات و پرسش‌ها درباره‌ی این عملیات شروع می‌شود و با کشته شدن یکی از افراد گروه در یکی از درگیری‌ها، به اوج خود می‌رسد. در سکانس درگیری گروه با یک سنگر کمین آلمانی، تاکید فیلم بر تفاوت میان نیروهای آمریکایی و آلمانی به اوج خود می‌رسد. زمانی که یکی از سربازان آلمانی اسیر می‌شود و اعضای گروه نجات که به شدت عصبانی و سر‌خورده هستند می‌خواهند تلافی خون دوست‌شان را در بیاورند ولی مترجم زبان آلمانی که آدم ترسو و ساده‌لوحی است با این جریان مخالفت می‌کند. کاپتان میلر دخالت می‌کند و جلوی کشته شدن سرباز آلمانی را می‌گیرد و او را رها می‌کند. میلر برای اعضای گروه تعریف می‌کند که یک معلم بوده است و می‌خواهد دوباره به خانه‌اش برگردد و علاقه‌ای به آدم‌کشی ندارد. در سکانس آخر و زمانی که ما آن سرباز آلمانی را دوباره در صفوف آلمانی‌ها می‌بینیم جمله اصلی فیلم در ذهن ما کامل می شود. دشمنان ما فقط به دنبال آدم‌کشی هستند و این بزرگ‌ترین فرق ما با آن‌ها است. سربازان آمریکایی برای این‌که وظیفه‌شان را به بهترین وجه به اتمام برسانند و این جنگ را به خاتمه برسانند تلاش می‌کنند تا هر چه زودتر به خانه برگردند و دشمنان آن‌ها با هر کلک و حیله‌ای که شده، حتی در صورت لزوم بد‌گویی به ارزش‌های خود سعی می‌کنند که جان‌شان را نجات بدهند و باز هم به آتش‌افروزی ادامه دهند.

صحنه‌های جنگی این فیلم که پرداختی مستند‌گونه دارد، بسیار تاثیر‌گذار ساخته شده‌. اسپیلبرگ کارگردان این اثر، تاثیر‌پذیری خود را از عکس‌های عکاس ایتالیایی (‌‌کاپا) اعتراف دارد. به هر حال کارگردانی این فیلم از بهترین کارگردانی‌های تاریخ سینمای جنگ بوده است. هر چند دامن‌زدن افراطی فیلم به تفکر امریکایی و محدود کردن استعدادها به نظام استودیویی و تابع گیشه‌ی هالیوود، ضربه جبران‌ناپذیری به فیلم وارد کرده است و شاید این شاهدی بر حرف منتقدانی باشد که استیون اسپیلبرگ را یکی از بزرگ‌ترین قربانیان نظام هالیوودی می‌دانند.

نویسنده: معین ابطحی

منبع: نشریه الکترونیک فیروزه

برای ادامه مطلب به این صفحه بروید.

 



 

ویکی پدیا

 

نجات سرباز رایان (به انگلیسی: Saving Private Ryan) نام فیلمی جنگی حماسی محصول سال ۱۹۹۸ می‌باشد که به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و نویسندگی رابرت رودات ساخته شده است. داستان این فیلم در طول نبرد نرماندی در جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. ۲۷ دقیقه آغازین فیلم که رسیدن نیروهای متفقین به فرانسه در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ را نشان می‌دهد، بسیار مشهور است. تام هنکس در نقش کاپیتان جان میلر به همراه هفت سرباز دیگر مأموریت می‌گیرند تا سرباز جیمز فرانسیس رایان را پیدا کنند و به خانه برگردانند. او سه برادر داشته که همگی در جنگ کشته شده‌اند و به دستور فرمانده کل ارتش، رایان می‌تواند به پیش مادرش بازگردد.

داستان این فیلم در سال ۱۹۹۴ و زمانی در ذهن رودات شکل گرفت که داشت از بنای یادبود چهار برادر کشته شده در جنگ داخلی آمریکا دیدن می‌کرد. رودات تصمیم گرفت تا داستانی شبیه به آن‌ها در جنگ جهانی دوم بنویسد. او فیلم‌نامه را نوشت و در اختیار مارک گوردونقرار داد. نهایتاً استیون اسپیلبرگ به عنوان کارگردان انتخاب شد.

نجات سرباز رایان، با استقبال خوبی از سوی تماشاگران و منتقدین روبه‌رو شد. این فیلم به صورت جهانی، ۴۸۱٫۸ میلیون دلار در گیشه فروش داشت که آن را به پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۹۹۸ تبدیل کرد. آکادمی علوم و هنرهای سینما این فیلم را نامزد ۱۱ جایزه اسکار کرد، از جمله اسپیلبرگ که جایزه بهترین کارگردانی را برد. نجات سرباز رایان در سال ۱۹۹۹، وارد شبکه ویدئویی خانگی شد که ۴۴ میلیون دلار فروخت.

 

داستان


فیلم با نشان دادن سکانسی از حضور یک سرباز جنگ جهانی دوم به همراه خانواده‌اش، در گورستان کشته‌شدگان نبرد نرماندی، آغاز می‌شود. سپس صحنه به روز ۶ ژوئن ۱۹۴۴ (روز نبرد نرماندی) می‌رود. سربازان آمریکایی برای پیاده شدن در ساحل نرماندی در فرانسه (که به دست آلمانی‌ها اشغال شده‌است) آماده می‌شوند. قایق‌ها به ساحل می‌رسند و سربازها بیرون می‌روند. در همان لحظات نخست ورود سربازان، آلمانی‌ها به روی آنان آتش باز می‌کنند و بسیاری از سربازان کشته می‌شوند. کاپیتان جان اچ. میلر (تام هنکس) به همراه چند تن از سربازان دیگر، سعی می‌کنند تا خطوط دفاعی ساحلی را بشکنند.

در سکانس بعدی، دفتر جرج مارشال، فرمانده کل ارتش ایالات متحده، نشان داده می‌شود. به او خبر می‌دهند که سه تن از چهار برادر از خانواده رایان در جنگ کشته شده‌اند و مادر آن‌ها در یک روز، خبر مرگ آن‌ها را دریافت کرده‌است. آن‌ها متوجه می‌شوند که فرزند چهارم و کوچک‌تر، جیمز فرانسیس رایان، در جایی در نرماندی، گم شده‌است. او بعد از خواندن نامه بیکسبی که از طرف آبراهام لینکلن برای خانم بیکسبی نوشته شده بود، دستور می‌دهد تا سرباز رایان را هر چه زودتر پیدا کنند و او را به خانه بازگردانند.

در فرانسه، سه روز بعد از روز دی، میلر دستور می‌گیرد تا رایان را پیدا کنند. او تیمی شش نفره به علاوه یک سرباز که زبان آلمانی و فرانسه را به خوبی صحبت می‌کند، با خود همراه می‌کند و بدون هیچ اطلاعاتی به جستجوی رایان می‌رود. کاپارزو (وین دیزل)، یکی از مردان وی، با ورود به شهر توسط یک تک‌تیرانداز کشته می‌شود. جکسون با مهارت بالای خود تک‌تیرانداز را می‌کشد. آن‌ها یک سرباز به نام جیمز فردریک رایان از ایالت مینه‌سوتا پیدا می‌کنند، اما زود متوجه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند. در راه، آن‌ها یکی از اعضای گروهی که رایان در آن بوده را پیدا می‌کنند و محل فرود رایان را می‌فهمند. آن‌ها به محل می‌روند و توسط یکی از دوستانش باخبر می‌شود که رایان به همراه چندتن دیگر از یک پل در شهر رامل، که از نظر استراتژیکی مهم است، دفاع می‌کند.

در راه شهر رامل، آن‌ها به عده‌ای آلمانی با تیربار برمی‌خورند و تصمیم می‌گیرند تا آن‌ها را از بین ببرند. آن‌ها موفق می‌شوند و یکی از سربازان آلمانی را نیز اسیر می‌کنند. هم‌چنین تیری به شکم وید، پزشک تیم، برخورد می‌کند و او جانش را از دست می‌دهد. سربازان تصمیم می‌گیرند تا سرباز آلمانی را معدوم کنند. فقط آپهام با این کار مخالف است. نهایتاً میلر تصمیم می‌گیرد تا سرباز آلمانی را چشم‌بسته رها کند تا نیروهای آمریکایی او را پیدا کنند. با آزاد کردن سرباز آلمانی، ریبن تصمیم می‌گیرد تا از تیم جدا شود و این باعث می‌شود با هورواث، درگیر شود. درگیری بالا می‌گیرد تا این که میلر به بحث پایان می‌دهد و هم‌چنین در مورد گذشتهٔ خود اطلاعاتی را فاش می‌کند. او می‌گوید که قبل از شروع جنگ یک معلم زبان انگلیسی بوده. بعد از این ریبن تصمیم می‌گیرد بماند.

آن‌ها به شهر رامل می‌رسند و رایان را پیدا می‌کنند. به او خبر می‌دهند که سه برادرش کشته شده‌اند، هم‌چنین در راه یافتن او، دو سرباز جان خود را از دست داده‌اند و این که او باید به خانه برگردد. ولی او مخالفت می‌کند و می‌گوید انصاف نیست که بقیه را تنها بگذارد. میلر تصمیم می‌گیرد به همراه تیمش در آن‌جا بماند و از پل در برابر آلمانی‌ها دفاع کند.

نیروهای آلمانی به همراه پنجاه سرباز مجهز به شهر می‌رسند. با وجود تلفات سنگین آلمانی‌ها، بیشتر آمریکایی‌ها از جمله جکسون، ملیش و هورواث کشته می‌شوند. زمانی که میلر می‌خواهد برای جلوگیری از عبور آلمان‌ها، پل را منفجر کند، تیر می‌خورد و مجروح می‌شود. قبل از این که تانک آلمانی‌ها به پل برسد، پی-۵۱ ماستنگ آمریکایی از راه می‌رسد و تانک و نیروهای باقی‌مانده را از بین می‌برد. آپهام که در جریان درگیری از گروه جدا شده‌است،اسیر آلمانی را که توسط میلر آزاد شده و دوباره به جنگ برگشته را می‌کشد. رایان، ریبن و آپهام تنها کسانی هستند که زنده مانده‌اند. رایان در آخرین لحظات زندگی میلر به پیش او می‌رود و میلر در آخرین جمله‌اش به رایان می‌گوید که: «جیمز، سزاورش باش، لیاقتش [کاری را که برایت انجام شد] را داشته باش.»

دوباره زمان حال نشان داده می‌شود. پیرمردی که در گورستان سربازان کشته‌شده در نبرد نرماندی حضور دارد، همان سرباز رایان است. او بر سر مزار میلر از همسرش می‌خواهد تصدیق کند که او مرد خوبی بوده و لیاقت فداکاری میلر و سربازانش را داشته. سپس دوربین به سنگ قبر نزدیک می‌شود و نام جان اچ. میلر نمایان می‌گردد. فیلم با نشان دادن برافراشته شدن پرچم ایالات متحده پایان می‌یابد.

 

بازیگران


……….تام هنکس در نقش کاپیتان جان اچ. میلر

……….تام سایزمور در نقش مایک هورواث، گروهبان

……….ادوارد برنز در نقش سرباز ریچارد ریبن

……….بری پپر در نقش سرباز دنیل جکسون، تک‌تیرانداز ماهر

……….آدام گلدبرگ در نقش سرباز استنلی “فیش” ملیش

……….وین دیزل در نقش سرباز آدریان کاپارزو

……….جووانی ریبیسی در نقش ایروین وید، پزشک تیم

……….جرمی دیویس در نقش تیموتی آپهام، مترجم و نقشه‌نگار

……….مت دیمون در نقش سرباز جیمز فرانسیس رایان، سرباز چترباز

……….تد دنسن در نقش کاپیتان فرد همیل، راه یاب

……….پل جیاماتی در نقش گروهبان دوم ویلیام هیل، سرباز چترباز

……….دنیس فارینا در نقش سرهنگ دوم والتر اندرسون

……….هریسون یونگ در نقش جیمز فرانسیس رایان در زمان حال

……….هارو پرسنل در نقش جنرال جرج مارشال، فرمانده کل ارتش ایالات متحده

……….لیلند ارسر در نقش ستوان دوم ده‌ویندت، خلبان هواپیمای سقوط کرده

……….برایان کرانستون در نقش سرهنگ آی. دبلیو. برایس، یک افسر در وزارت جنگ

……….ناتان فیلیون در نقش جیمز فردریک رایان

……….مکس مارتینی در نقش سرجوخه فرد هندرسون

……….دیمیتری گوریتاس در نقش سرباز پارکر، سرباز چترباز

 

تولید


مسیر ساخت فیلم

در سال ۱۹۹۴، زمانی که رابرت رودات داشت از بنای یادبود چهار برادر کشته شده در جنگ داخلی آمریکادیدن می‌کرد، ایدهٔ این فیلم در ذهنش شکل گرفت. او تحقیقاتی انجام داد و تصمیم گرفت تا داستان را در جنگ جهانی دوم اتفاق بیفتد. رودات پس از نوشتن فیلم‌نامه، آن را در اختیار مارک گوردون قرار داد. او از داستان خوشش آمد، ولی بعد از ۱۱ بار بازنویسی آن، با ساخت فیلم، موافقت کرد. گوردون نیز فیلم‌نامه بازنویسی شده را در اختیار هنکس گذاشت. هنکس نیز به داستان آن علاقه‌مند شد و اسپیلبرگ را به عنوان کارگردان آن انتخاب کرد. قرار شد تا فیلم‌برداری در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷ آغاز شود. قبل از شروع فیلم‌برداری، بازیگران اصلی این فیلم از جمله ادوارد برنز، بری پیپر، ون دیزل، آدام گلدبرگ، جووانی ریبیسی و تام هنکسدر یک کمپ نظامی، آموزش دیدند و تمارین طاقت‌فرسا انجام دادند. برای آن که بازیگران از شخصیت مت دیمون در فیلم متنفر شوند، او تا روزهای آخر به اردوگاه آورده نشد.

به تصویر کشیدن تاریخ

نجات سرباز رایان به خاطر به تصویر کشیدن صحنه‌های درگیری در جنگ جهانی دوم، به صورت بسیار به واقعیت نزدیک هستند، مورد توجه مخاطبین و منتقدان قرار گرفته است. به خصوص سکانس اول فیلم که پیاده شدن سربازان آمریکایی در ساحل اوهاما را نشان می‌دهد. این سکانس از سوی مجله امپایر به عنوان بهترین سکانس نبرد تاریخ سینما انتخاب شده‌است. TV Guide نیز این سکانس را در بین ۵۰ سکانس دیگر، در رتبه نخست به یادماندنی‌ترین سکانس‌ها قرار داده‌است. این سکانس به تنهایی ۱۲ میلیون دلار خرج برداشت و در آن از بیش از ۱۵۰۰ بازیگر استفاده شده‌است که برخی از آن‌ها، اعضای ذخیره ارتش ایرلند بودند. هم‌چنین از ۲۰ تا ۳۰ نقص عضو واقعی برای به تصویر کشیدن سربازانی که در این نبرد، دست و پای خود را از دست می‌دادند، استفاده شده است.

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan 

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan 

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan 

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan 

Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan Saving Private Ryan 








دیدگاه کاربران :



وارد کردن دیدگاه